برگردان به زبان ساده
بوی این درد دل خسرو، از آن باد آمد!
بعد من، بر تو چه ای قصر مه آباد آمد؟
هوش مصنوعی: بوی درد و دل خسرو از آن باد وزید! بعد از من، برای تو چه برکت و شادی در این قصر زیبا و آباد خواهد آمد؟
که ز غم اشک تو تا دجله بغداد آمد
من چو از خسروم این شکوه همی یاد آمد
هوش مصنوعی: از شدت گریهات، اشکهایت به دجلهی بغداد رسید. من هم با یادآوری این وضعیت از زندگیام، در دل غم و اندوه فرورفتهام.
در و دیوار مه آباد، به فریاد آمد
هوش مصنوعی: در و دیوار شهر مهآباد به کمک و نجات طلبیدند.
کای: شهنشاه برون شو ز مغاک
خسروا سر بدر آر، از دل خاک
هوش مصنوعی: ای شاه بزرگ، از تاریکی و سختی بیرون بیا و سر خود را از دل خاک بیرون آور.
حال این خطه، به عهد تو چنین بود؟ ببین
حجله مهر تو، ویرانه کین بود؟ ببین
هوش مصنوعی: آیا این وضعیت این دیار به خاطر عهد تو چنین بوده است؟ نگاه کن به گنبدی که نماد عشق تو بود، اکنون به ویرانهای تبدیل شده است.
پیکرش همسر با خاک زمین بود؟ ببین
خسروا کاخ «مه آباد» تو این بود؟ ببین
هوش مصنوعی: بدن او همسر خاک زمین بود. آیا نمیبینی ای پادشاه، کاخ «مه آباد» تو این چنین است؟ ببین!
قصر شیرین تو، این جغدنشین بود؟ ببین
هوش مصنوعی: قصر شیرین تو، آیا اینجا محل زندگی جغدها بود؟ نگاه کن.
ای خجسته ملک عالمگیر
ملک چندین ملک در تسخیر
هوش مصنوعی: ای سرزمین خوشبختی که در تمام جهان شناخته شدهای، بسیاری از سرزمینها در تسلط و فرمانبرداری تو هستند.
در خور تاج سرت، از همه جا باج رسید!
سر برآور، چه ببین بر سر آن تاج رسید؟
هوش مصنوعی: باج و خراج فراوانی از همه جای دنیا به پیشگاه تو آمده است! حالا سر بلند کن و ببین چه چیزهایی بر سر آن تاج نشسته است.
که همان با همه ملک تو به تاراج رسید!
حرمتت در حرم کعبه به حجاج رسید!!
هوش مصنوعی: با وجود همهی دارایی و مالکیت تو، به آنچنان وضعیتی دچار شدی که ارزش و احترام تو در خانهی مقدس کعبه به دست حجاج تنزل پیدا کرد!
کار دخت تو در آن وهله به حراج رسید!!
هوش مصنوعی: در آن زمان، کار فرزند تو به حراج گذاشته شد!
بر خلاف این چه خلافت بد و شد؟
این چه طغیان خرافت بد و شد
هوش مصنوعی: این چه اتفاق ناگواری است که برای خلافت افتاده است؟ این چه شورش و طغیانی در خلافت به وجود آمده است؟