برگردان به زبان ساده
زهی جلال تو از عرش متکا کرده
فروغ رای تو خورشید را سها کرده
هوش مصنوعی: جلال و عظمت تو چنان است که آسمان و عرش را چون جایی برای استراحت قرار دادهای و روشنی و فهم تو به قدری زیاد است که خورشید را به ستارهای کوچک تبدیل کرده است.
قضا ز قدرت کلک تو مهره برچیده
فلک بخاک جناب تو التجا کرده
هوش مصنوعی: سرنوشت بر اثر قدرت تو، ستارهها را از مدار خود خارج کرده و به خاک پای تو ناپدید شدهاند. جهان به تو پناه آورده است.
جهان بعهد تو نا ایمن از سپهر شده
فلک بدور تو تا بر جهان وفا کرده
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر عهد و پیمان تو، از آسمان بیامن شده است. فلک به دور تو میچرخد تا به جهان وفا کند.
پناه عدل ترا کعبه ی امان خوانده
جناب جاه ترا قبله دعا کرده
هوش مصنوعی: تو را به عنوان پناهی از عدالت میشناسند و به عنوان مکانی امن و مقدس، و مقام تو را قطب دعا و نیایش قرار دادهاند.
چو آفتاب ضمیر تو در سواد امور
مسیر کلک ترا منبع ضیا کرده
هوش مصنوعی: وقتی که روشنایی فکر و ذهن تو مانند آفتاب در تمامی کارها تابیده و به روشنی بخشیده است، قلم تو نیز منبع نور و روشنایی شده است.
چو علت یرقان، در عروق کان، گه کین
ز خون لعل نهیب تو کهربا کرده
هوش مصنوعی: مانند این که زردی در بدن جریان دارد، گاهی سر و صدای خون سرخ تو مانند کهربا به گوش میرسد.
غبار لعل کمیت تو ملکرا در چشم
ز سنگ سرمه و از خاک تو تیا کرده
هوش مصنوعی: سایهی سرخ لعل تو مانند گرد و غباری در چشمهایم نشسته و از خاک تو سرمهی زیبایی ساختهام.
چو کوه باد فرو مانده زو بسیر جهان
بدو خطاب همه کوه باد پا کرده
هوش مصنوعی: همچون کوه، باد در او سکون یافته و در نتیجه، به سرتاسر جهان خطاب کرده و همهجا را تحت تأثیر قرار داده است.
ز جرم خاک مه عکس نعل او بضیاء
فروغ چهره ی خورشید را ضیا کرده
هوش مصنوعی: از خاکش، نعل او مانند نوری میدرخشد و چهرهی خورشید را روشنتر کرده است.
ز کائنات بیک تک گذشته و بدو گام
ز ابتدای جهان تا بانتها کرده
هوش مصنوعی: از آغاز جهان تا انتهای آن، همه چیز از یک وجود واحد شروع شده و به سوی او در حرکت است.
چو چرخ چارم، خورشید دین و دنیا را
ز سطح خانه ی زین خط استوار کرده
هوش مصنوعی: مثل اینکه در زندگی، مراحل مختلفی وجود دارد و در این ترتیب، خورشید نماد نور و روشنی است که دین و دنیا را بر پایهای محکم قرار داده است. در واقع، این اشاره به اهمیت اصول و مبنای قوی در زندگی دارد که باعث روشنی و هدایت در مسیر زندگی میشود.
دلم بفر مدیح تو در ممالک نظم
نموده سحر و از آن سحر کیمیا کرده
هوش مصنوعی: دل من به شوق ستایش تو، در سرزمینهای نظم و زیبایی، به خود میبالد و از آن زیبایی چنان جادویی آفریدهام که شبیه طلاست.
صفات ذات تو طبع مرا مسیح شده
ادای مدح تو خوف مرا رجا کرده
هوش مصنوعی: ویژگیهای وجود تو موجب شده که روح من به تب و تاب بیفتد و به مانند مسیح، به مدح و ستایش تو بپردازم؛ ترس و نگرانی من با امید و عشق به تو جایگزین شده است.
چو، صوت راوی مدحت شنیده خاطر من
درین میان غزلی دلفریب ادا کرده
هوش مصنوعی: زمانی که صدای راوی مدح و ستایش را میشنوم، ذهن من در این میان غزلی زیبا و دلنشین را به زبان میآورد.