برگردان به زبان ساده
زهی ببوی تو گل پیرهن قبا کرده
نسیم لطف تو جان در تن صبا کرده
هوش مصنوعی: ای کاش بوی تو مانند گلی در هوا پراکنده شود و نسیم محبت تو، جانم را در آغوش خود بگیرد.
غلام چهره تو ماه بی نقاب شده
سجود قامت تو سرو بی ریا کرده
هوش مصنوعی: بنده و خدمتگزار تو، زیبایی چهرهات را چون ماهی بیپوشش میدانم، و قامت تو باعث شده است که درختان سرو بدون تکلف به عبادت و سجده درآیند.
صبا شمامه ی عنبر شمال و نافه ی مشک
ز بوی لطف تو در دامن هوا کرده
هوش مصنوعی: وزش نسیم بهاری عطر خوش عطر عنبر و مشک را به همراه دارد و این بو به خاطر لطفت، در فضا پراکنده شده است.
خرد طویله ی مرجان، حیوة رشته در
ز لطف لعل تو پیرایه ی بقا کرده
هوش مصنوعی: خرد مانند طویلهای است که مرجانها در آن نگهداری میشوند، و درختی که از لطف لعل تو حاصل میآورد، زینتی برای پایدار ماندن فراهم کرده است.
بسحر و معجز خوبیت سامری و مسیح
ز جزع دلکش و یاقوت جانفزا کرده
هوش مصنوعی: زیبایی سحرآمیز سامری و معجزهگون مسیح، دل را با گریهای دلنشین و یاقوتی زیبا به شگفتی واداشته است.
بنعف و لطف حمایت سپه کش و جاندار
ز چشم مست و لب لعل دایماً کرده
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی و لطافتی که از محبت و حمایت یک جنگجوی دلیر یا یک موجود زنده ناشی میشود، اشاره میکند. او میخواهد بگوید که این زیبایی و لطف همیشه از چشمان مست و لبهای سرخ و زیبا به چشم میخورد. در واقع، شاعر ارتباطی بین زیبایی ظاهری و احساسات عمیق محبت و حمایت برقرار میکند.
عروس صبح که در حکم مهر گردونست
ز مهر چهره ی تو پیرهن قبا کرده
هوش مصنوعی: عروسی صبح که نماد نور و زیبایی آسمان است، به خاطر زیبایی صورت تو لباس زیبایی به تن کرده است.
ز چین زلف تو نقاش حسن صفحه سیم
سواد کرده بمشکین خط و خطا کرده
هوش مصنوعی: ز چینهای زلف تو، نقاش زیبایی، صفحهای از نقره را با خط خوش و به رنگ مشکی، طراحی کرده است و خط و خشی نیز بر آن انداخته است.
ز روز روی تو بر زلف شب فتاده شکن
ز روی روز و شب زلف تو قفا کرده
هوش مصنوعی: از روزی که چهره تو را دیدم، زلف شب بر سینهام پیچیده است. به خاطر زیبایی روز و شب، زلف تو نیز بر قلبم جا گرفته است.
چو تاب مهر، بماه رخ تو ماه رخت
بمهر خاک در صاحب اقتدا کرده
هوش مصنوعی: چنانکه وقتی خورشید درخشان است، صورت تو مانند ماه میدرخشد. چهرهی تو مانند خاکی است که بر دست صاحباختیار افتاده است.
سپهر داد که درگاه او ز هشت بهشت
نموده ساحت وازنه فلک قضا کرده
هوش مصنوعی: آسمان اعلام کرده که دروازه او از هشت بهشت ساخته شده و به همین خاطر، موقعیت و تراز حکم الهی را مشخص کرده است.
خدایگان صدور زمانه، فخر الملک
که ملک و ملت ازو فخر کرده تا کرده
هوش مصنوعی: این بیت به بیان عظمت و بزرگی شخصیتی اشاره دارد که در زمان خود مورد احترام و افتخار است. او نه تنها به عنوان یک حاکم شناخته میشود، بلکه ملت و سرزمین نیز به وجود او افتخار میکنند و این افتخار تا به امروز ادامه دارد. وجود این فرد به نوعی نشانهای از شکوه و اعتبار در تاریخ و جامعه است.
پناه تیغ و قلم و شمس دین، که تیغ و قلم
بدو شرف چو نبوت بمصطفی کرده
هوش مصنوعی: در اینجا به اهمیت و ارزش بالای شمشیر و قلم و جایگاه دین اشاره شده است. شمشیر و قلم برای کسی که به مقام نبوت نائل آمدهاند، از احترام و منزلت ویژهای برخوردارند. در واقع، این دو ابزار، آنگونه که برای پیامبر محمد (ص) ارجمند و محترم هستند، به هیچ وجه نمیتوانند تنزل یابند.
وزیر عالم عادل که هرچه همت اوست
فکنده سایه بر آن سایه ی خدا کرده
هوش مصنوعی: وزیر عالم عادل، کسی است که تمام تلاشش را کرده تا بر زیر سایه خداوند قرار بگیرد و عدالت را برقرار کند.
کریم مشرق و مغرب که بر و بحر، بر او
چو دین و ملک تفاخر بانبیاء کرده
هوش مصنوعی: الهی که تو مالک شرق و غربی، و زمین و آسمان تحت فرمان توست. بزرگانی چون انبیاء به سبب تو به خود میبالند و افتخار میکنند.
دوام دولت او را چو در حمایت عدل
قضا نظام جهان دیده اقتضا کرده
هوش مصنوعی: قدرت و بقای سلطنت او بهخاطر حمایت از عدالت و برقراری نظم در جهان، بهطور طبیعی لازم و ضروری به نظر میرسد.