برگردان به زبان ساده
عالم از حسن تو یکسر حسن آباد شدست
بنده عارض تو سوسن آزاد شدست
هوش مصنوعی: جهان به خاطر زیباییهای تو پر از خوبی و نیکویی شده است و من که در برابر زیبایی تو هستم، مانند گل سوسن آزاد و خوشبو شدهام.
پیش صاحبنظران معجزه روح الله
با وجود لب جان پرور تو باد شدست
هوش مصنوعی: وجود تو که با لطافت و روح پرور هستی، معجزه روح الله را به نیکی نمایان کرده است و مورد توجه متخصصان و صاحبنظران قرار گرفته است.
هندوی چشم ترا ترک فلک شاگردی
کرد گوئی که چنین رهزن و استاد شدست
هوش مصنوعی: چشمهای تو به قدری زیباست که انگار آسمان هم از آنها درس میآموزد، گویی تو هم استاد و هم راهزن دلها شدهای.
تا شدی یوسف مصر دلم ایجان عزیز
دیده یعقوب وشم دجله بغداد شدست
هوش مصنوعی: وقتی تو به زیبایی یوسف مصر تبدیل شدی، دل من به شدت شاد و در عین حال غمگین است، مانند یعقوب که به یاد یوسفش میگرید. احساسات من به حدی است که گویی دجله بغداد به خاطر تو میدرخشد.
هیچ شادی مرسادم بدل غمکش اگر
هرگزم جز بغم عشق تو دل شاد شدست
هوش مصنوعی: هیچ شادیای برایم مثل غم عشق تو نیست، اگر هم لحظهای دلشاد شوم، باز به خاطر غم توست.
تا شدی خسرو خوبان جهان ابن یمین
در هوای لب شیرین تو فرهاد شدست
هوش مصنوعی: وقتی تو به مقام جوانمردی و زیبایی رسیدی، ابن یمین برای عشق به لبهای شیرین تو، به شدت در راستای عاشقانهای چون فرهاد تبدیل شده است.
بستان جان بده ام بوسه مکن هیچ مکاس
تاجرانرا نه که آئین ستد و داد شدست
هوش مصنوعی: دلم میخواهد تو را در آغوش بگیرم و ببوسمت، اما هیچ چیزی نخر و فروش نکن. به تجار و کسبه مربوط نیست، چون این کارها مربوط به عادت و رفتار معاملاتی است.