شمارهٔ ۶۶
ابن یمین
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۶۶
شکن زلف یار پر شکن است
ای بسا دل که زیر هر شکن است
تا دلم را شکست طره او
آهم از پای تا بسر شکن است
سبزه خط بگرد عارض او
بصفت طوطی شکر شکن است
کس نیارد نظر برویش کرد
ز آنکه خورشیدوش نظر شکن است
تا دل خسته کرد ابن یمین
بسته زلف یار در شکن است
شمارهٔ ۶۵: شهره شهر شد از غایت خوبی رویت
شمارهٔ ۶۷: عالم از حسن تو یکسر حسن آباد شدست
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
شکن زلف یار پر شکن است
ای بسا دل که زیر هر شکن است
هوش مصنوعی: زلفهای پر پیچ و تاب محبوب، باعث میشود دلهای زیادی زیر بار این پیچشها آسیب ببینند و دلشکسته شوند.
تا دلم را شکست طره او
آهم از پای تا بسر شکن است
هوش مصنوعی: دل من زیر فشار عشق او شکسته است و عاطفهام از سر تا پا داغ و آتشین است.
سبزه خط بگرد عارض او
بصفت طوطی شکر شکن است
هوش مصنوعی: سبزهای که دور چهرهاش را گرفته، مانند طوطیای است که شکر بشکند.
کس نیارد نظر برویش کرد
ز آنکه خورشیدوش نظر شکن است
هوش مصنوعی: هیچکس جرأت نمیکند به او نگاه کند، زیرا جمال او چون خورشید است و نگاهی پرتوان دارد که میتواند دلها را بشکند.
تا دل خسته کرد ابن یمین
بسته زلف یار در شکن است
هوش مصنوعی: دل خستهام تا وقتی که به زلف یار نگاه میکنم، گویی در شکنجهای هستم.