برگردان به زبان ساده
شکرست آن لب میگون تو یاقوت روانست
که ازو چشم رهی چشمه یاقوت روانست
هوش مصنوعی: لبان میگون تو همانند یاقوتی هستند که از آن، چشمهای از یاقوت روان میریزد و این خود نعمت بزرگی است.
بشکر خنده اگر پسته شیرین نگشائی
عقل باور نکند آنکه ترا هیچ دهانست
هوش مصنوعی: اگر لبخندت را به دانههای شیرین پسته تشبیه کنی، عقل نمیتواند باور کند که تو هیچ دهنی نداری.
آب عناب روان گشت ز بادام دو چشمم
بسکه آن پسته شکر شکنت چرب زبانست
هوش مصنوعی: آب عناب به آرامی جاری شد، چون بادام دو چشمانم پر از اشک است؛ به خاطر اینکه آن پستهی شیرین زبانش به طرز دلپذیری خوشمزه است.
حیرت آرند ز رخسار تو صاحبنظران
تا چه چیزست بجز حسن که آنحیرت از آنست
هوش مصنوعی: صاحبنظران از زیبایی چهرهات در شگفتند و تردید دارند که چه چیزی غیر از زیبایی میتواند موجب این حیرت باشد.
چشم بد دور از آنقامت چون سرو روانت
که ز سر تا بقدم راست تو گوئی همه جانست
هوش مصنوعی: چشمهای حسود دور باشد از قامت زیبای تو که مانند درخت سرو راست و کشیده است و از سر تا پا به قدری دلربا است که گویی تمام وجود تو مملو از زندگی و روح است.
هر زمان بر سر آتش نهدم آب دو دیده
بس که پیدا کند اسرار که در سینه نهانست
هوش مصنوعی: هر بار که اشکهایم را بر آتش بریزم، این اشکها به خوبی رازهایی را که در قلبم پنهان است، نمایان میکنند.
کامم امروز بده از لب شرینت که فردا
کس چه داند چه شود حال که گیتی گذرانست
هوش مصنوعی: امروز از لبت طعم شیرین زندگی را بچش که هیچکس نمیداند فردا چه بر سرمان خواهد آمد، زیرا دنیا همیشه در حال تغییر است.
گر دل خسته زارم هدف تیر تو گردد
دولت من بود آخر نه که ز آن تیرو کمانست
هوش مصنوعی: اگر دل بیمار و خستهام هدف تیر تو شود، در حقیقت این برای من خوشبختی خواهد بود، زیرا این تیر و کمان تو است که مرا به این حال میآورد.
دارد آشفته و سرگشته چو خود ابن یمین را
زلف مشکینت که سر تا قدم آشوب جهانست
هوش مصنوعی: ابن یمین به خاطر زیبایی و پیچیدگی زلف مشکین تو، همچون خودت آشفته و سرگشته است. زلف تو همه چیز را در هم ریخته و دنیای اطراف را به هم زده است.