برگردان به زبان ساده
دلا بدست گرفتی می این چه دستانست
نه می گلست و نه طبعت هزار دستانست
هوش مصنوعی: ای دل، تو چه میکنی که در دستت مینوشانی؟ این می نه گل است و نه آن چیزی که تو انتظار داری. حالا چرا این همه در آغوش میگیری و درک نمیکنی که این فقط یک خوشی است؟
ز خوی دختر رز عفت و صلاح مجوی
که رو شناس خرابات و یار مستانست
هوش مصنوعی: به دنبال ویژگیهای خوب و عفت یک زن از خانوادههای برجسته نباش، زیرا در مکانهای شادی و بین اهل خوشگذرانی، دوست و همدم واقعی را پیدا خواهی کرد.
بدستکاری فعلش در اوفتد از پای
هر آنکه سرکش و پر دل چو پور دستانست
هوش مصنوعی: هر کسی که برخلاف خواستهها و آرزوهایش عمل کند، ممکن است دچار مشکلاتی شود، بهخصوص اگر فردی سرکش و پرخاشگر باشد. در واقع، این گونه افراد به راحتی از مسیر درست خود منحرف میشوند و به نوعی آسیب میبینند.
کجا بخانه نشیند مگر بود محبوس
کسی که پرورش او بباغ و بستانست
هوش مصنوعی: کجا کسی میتواند به خانه برگردد، مگر اینکه شخصی در قید و بند باشد و در حالی که پرورش او در باغها و بوستانها بوده است؟
گرت قراضه زر بر کفست همچون گل
ز نور عارض او مجلست گلستانست
هوش مصنوعی: اگر در دست تو تکهای طلا باشد، مانند گلی است که به خاطر زیبایی چهرهاش در باغ گلستان میدرخشد.
و گر چو سرو تهیدست میروی بر او
مرو که او متنفر ز تنگدستانست
هوش مصنوعی: اگر مانند یک درخت سرو بدون دارایی و ثروت به او بروی، بر او نرو، زیرا او از فقر و تنگدستی نفرت دارد.
شگفتم آید از آنکس که داد گوهر عقل
بمهر آنکه نه اندر خور شبستانست
هوش مصنوعی: تعجب میکنم از کسی که گوهر عقل خود را به کسی میدهد که شایسته نشستن در جایگاههای بلند و مهم نیست.
ز جام عشق طلب کن شراب جانپرور
که خون دختر رز بهر می پرستانست
هوش مصنوعی: از پیاله عشق، شراب زندهکننده جان را بخواه، چرا که خون گل سرخ برای عاشقان شراب است.
بشوی دست ز خویش و بس آنگه از می عشق
بسان ابن یمین مست شو که مستانست
هوش مصنوعی: دست از کارهای خودت بشوی و سپس مانند ابن یمین از شراب عشق مست شو، زیرا که مستان چنیناند.