برگردان به زبان ساده
زلف مشکین بر بناگوش چو سیم افکندهای
از بنفشه بر سمن صد حلقه جیم افکندهای
هوش مصنوعی: موهای سیاه و زیبا چون نقره بر گوش تو ریخته است و تو از بنفشه، بر روی گل سمن، حلقههای زیادی قرار دادهای.
ز ابن مقله خون چکاند ابن بواب از حسد
ز آنچنان شینی که اندر عین سیم افکندهای
هوش مصنوعی: از حسد، ابن بواب بر ابن مقله خطی نوشت و خونش را به زمین ریخت، چون زیبایی و جاذبهای که در چشمان تو وجود دارد، مانند نقرهای است که به زمین افکندهای.
بر گذرگاه صبا بگشادهای بندی ز زلفت
در جهان از عنبر سارا نسیم افکندهای
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی با وزش خود بویی دلانگیز از عطری خوش به همراه دارد و این به خاطر گیسوان توست که در دل جهان گشودهای.
ای مسیحادم قدم آخر مدار از ما دریغ
پرسشی کن چون توام زینسان کلیم افکندهای
هوش مصنوعی: ای مسیحادم، لطفا در آخرین قدم خود از ما دوری نکن و سوالی بپرس، چرا که تو هم مانند کلیم (موسی)، اینجا هستی و ما به تو نیاز داریم.
لطف کن با وی ز تریاق لبم ده شربتی
مار مسکین چون برین قلب سلیم افکندهای
هوش مصنوعی: لطفاً به من کمی از آن داروی شفابخش بده تا بتوانم با آسیبهایی که از عشق به دل سلیم من زده شده، مقابله کنم.
تا گرفتی ای دل اندر چین زلف او قرار
خویشتن را در شر و شور عظیم افکندهای
هوش مصنوعی: ای دل، وقتی که در پیچ و تاب زلف او قرار گرفتی، آرامش خود را در آشفتگی و بلای بزرگ رها کردهای.
در دل ابن یمین مهر رخ چون ماه خویش
نشمری محدث که از عهد قدیم افکندهای
هوش مصنوعی: در دل ابن یمین، عشق چهرهاش مانند ماه خود را حساب نکن، چون تو همانی هستی که از روزگار قدیم، این احساس را در دل داشتی.