برگردان به زبان ساده
زهی بوقت سخن لعلت از در افشانی
شکسته رونق بازار گوهر کانی
هوش مصنوعی: چه خوب است که در زمان صحبت، زیبایی لبانت مانند لعل از در باز میشود و این زیبایی باعث میشود که بازار جواهرات زنده و پررونق گردد.
حدیث طره مشکینت قصه ایست دراز
بکنه آن نرسد خاطر از پریشانی
هوش مصنوعی: داستان موهای آشفته و سیاه تو، قصهای طولانی است که ذهن مرا از پریشانی دور نمیکند.
توئی که مینهد آبحیات از دل پاک
به پیش لعل تو بر خاک تیره پیشانی
هوش مصنوعی: تو هستی که با دل پاکت، آب زندگی را بر زمین سیاه پیش لعل زیبایت میریزی.
دلم وصال تو میجست عقل میگفتش
بخیره کشتی بر خشگ تا بکی رانی
هوش مصنوعی: دلم به دنبال رسیدن به تو بود، اما عقل میگفت که بیفکر به دریا نرو و تا زمانی که هنوز به مقصد نرسیدهای، خودت را به خطر نینداز.
شکایتی ز تو گر هست با تو گویم و بس
که گر ز تست مرا درد هم تو درمانی
هوش مصنوعی: اگر از تو شکوایی داشته باشم، فقط با خودت میگویم، زیرا اگر دردی از تو بخورم، تو خودی که میتوانی آن را درمان کنی.
بجز موافق طبع تو یکنفس نزنم
گرم بر آتش سوزان چو عود بنشانی
هوش مصنوعی: به جز کسی که با روحیات و خواستههایم همخوانی داشته باشد، با هیچکس گرم و صمیمی نمیشوم. مانند عودی که وقتی بر آتش سوزان قرار میگیرد، منفجر نمیشود، من هم به همین ترتیب تنها با کسی که به من نزدیک است، احساس آرامش و شادی میکنم.
بیا که ابن یمینت بدیده جا سازد
که جویبار سزد جای سرو بستانی
هوش مصنوعی: بیا تا ابن یمینت را در نظر بنشانیم، زیرا جویبار مناسب جایی برای سروهای باغ دارد.