برگردان به زبان ساده
تا شد درست بر تو که پیمان شکستهای
ما را امید در دل و در جان شکستهای
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تو به خوبی متوجه شدهای که عهد و پیمان خود را نقض کردهای، و این باعث شده که امید ما در دل و وجودمان از بین برود.
آن عهد نادرست که دشوار بسته شد
دستت درست باد که آسان شکستهای
هوش مصنوعی: عهدی که به سختی و دشواری بسته شده، باید با دقت و احتیاط نگهداری شود؛ اما اگر آن را به آسانی بشکنی، ممکن است عواقب بدی در پی داشته باشد.
چون گوی بیقرار و چو چوگان خمیدهام
بر گوی ماه تا خم چوگان شکستهای
هوش مصنوعی: مانند گوی سرگردان و شبیه چوبی که خم شدهام، در نقش ماه در حال حرکت هستم تا خمیدگی چوب را پشت سر بگذارم.
تا پسته را به خنده شکرریز کردهای
بر نازکی غنچه خندان شکستهای
هوش مصنوعی: به خاطر خندهای شیرین، دانههای پسته را شیرین کردهای و از طرفی، بر زیبایی و نازکی غنچهای که خندان است، تأثیر گذاشتهای.
هر دل که در هوای تو عهدی درست داشت
مجموع را به زلف پریشان شکستهای
هوش مصنوعی: هر قلبی که به عشق تو پیمانی راستین بست، این پیمان همگی را با زلفهای به هم ریختهات شکستهای.
تا زینت جهان ز رخ خوب دادهای
بازار حور و روضه رضوان شکستهای
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات باعث شده که عطر و جلوههای بهشتی در دنیا تحت تأثیر قرار بگیرند و به نوعی زیبایی بهشت را مختل کردهای.
دل را که مهر روی تو پرورد بر کنار
دستی نه در میانه به دستان شکستهای
هوش مصنوعی: دل من که به عشق چهره تو پرورش یافته، در کنار کسی دیگر قرار گرفته و نه در میانه، بلکه در دستانی زخمی و آشفته است.
تا از کمان غالیهگون تیر میزنی
در جان من نگر که چه پیکان شکستهای
هوش مصنوعی: هرگاه که از کمان زیبایت تیر میزنی، به جان من نگاه کن و ببین که چه زخم عمیق و دردناکی بر قلبم نشسته است.
بر گو درست ابن یمین را که تا بر او
بیهیچ موجبی ز چه پیمان شکستهای
هوش مصنوعی: به ابن یمین بگو که بدون هیچ دلیلی چرا پیمان را شکستهای.