برگردان به زبان ساده
ایماه دل افروز بگردان قدح می
چون ماه فلک دم مزن از دور پیاپی
هوش مصنوعی: ای دلربا، بگردان جام می را همچون ماهی که در آسمان میتابد، و از دور به من نگو که دم نزن.
گر با تو کسی گفت که من توبه شکستم
مشنو صنما توبه کجا کرده و که کی
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو گفت که من توبه را شکستهام، به حرف او گوش نده، ای زیبا! چون توبه را چه کسی کرده و چه کسی آن را شکسته است؟
ما و می و رودی و سرودی ز گه شام
تا نعره زند مؤذن شبخیز که یا حی
هوش مصنوعی: ما در کنار می و رودی و آهنگی زندگی میکنیم، از غروب تا زمانی که مؤذن برای نماز شب آواز میدهد و میگوید ای زنده.
گر پر خردی دم زند از وعظ و نصیحت
مستان خرابش بجهانیم به هی هی
هوش مصنوعی: اگر فردی خردمند باشد، از اندرز و نصیحت سخن میگوید، اما مستان و شادمانان او را به خوشی و شعف وارد میکنند.
در وقت بهار ار چه بود لاله مطرا
از قطره باران چو گل روی تو از خوی
هوش مصنوعی: در فصل بهار، هر چند لالهها از قطرات باران شاداب و زیبا میشوند، اما زیبایی گل روی تو از هر چیز دیگری بیشتر است.
بی روی توأم میل چمن نیست که مجنون
بر عارض لیلی بود آشفته نه بر حی
هوش مصنوعی: بدون دیدن تو، هیچگونه علاقهای به گلزار ندارم، زیرا مجنون تنها به خاطر لیلی دچار آشفتگی است، نه به خاطر طبیعت.
یکبار ببر در کش و بنواز چو چنگم
تا کی دهدم دم لب شیرین تو چون نی
هوش مصنوعی: یکبار مرا در آغوش بگیر و مانند چنگ (ساز)، نوازش کن تا وقتی که از لبان شیرین تو، نفس میزنم مثل نی آواز سر دهم.
هر دل که بر و ناوک چشم تو گذر کرد
پیدا نبود زخمش و خونها چکد از وی
هوش مصنوعی: هر دلی که به زیبایی و نگاه تو دل باخت، زخماش آشکار نشد، اما خون دلش بر زمین ریخت.
هر چند دل گم شده را ابن یمین جست
بیرون نشد از چین سر زلف توأش پی
هوش مصنوعی: هرچند که دل گمشدهام را جستجو کردم، اما نتوانستم از پیچ و خمهای چهرهات بیرون بیایم.