برگردان به زبان ساده
تا شدم آگاه از آن زنجیر زلف قیرگون
از هوای او دلم افتاد در راه جنون
هوش مصنوعی: زمانی که از آن زنجیر موهای سیاهش آگاه شدم، دلم به شدت تحت تاثیر عشق او قرار گرفت و به سمت جنون کشیده شدم.
گر توئی ماه دو هفته پس نمیگوئی چرا
همچو ماه نو بود حسن تو هر ساعت فزون
هوش مصنوعی: اگر تو ماهی باشی، هیچ وقت نمیگویی چرا زیباییات هر لحظه بیشتر از قبل مانند ماه نوست.
گنج حسنت را که مار مشک پیکر بر سرست
چون بدست آرم که در مارت نمیگیرد فسون
هوش مصنوعی: خزانه زیباییات را که مثل ماری با بدن عزیز است، چگونه میتوانم به دست آورم در حالی که جادوی آن در دامنت نگرفته است؟
شاید ار گویم که جانست آن پری پیکر که هست
زلف او چون جیم و قامت چون الف ابرو چو نون
هوش مصنوعی: شاید اگر بگویم که جان است آن دختر زیبا، چون موهایش به شکل حرف جیم و قامتش به شکل حرف الف و ابروهایش به شکل حرف نون است.
از هوای شکر میگون او طوطی عقل
شد زبون آری خرد باشد بدست می زبون
هوش مصنوعی: طوطی عقل تحت تأثیر خوشهوایی و شیرینی زندگی او به گفتن درآمد و این نشان میدهد که خرد و دانش به زبان میآید.
خاک هستی مرا دادند بر باد فنا
آب چشمم از برون و آتش دل از درون
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا وجودم را به باد فنا سپردهاند، اما از چشمم اشک میریزد و دل درونم همچون آتشی سوزان است.
بر دل ابن یمین ترک کمان ابرو زد است
تیر غمزه زخم آن پیدا و پنهان جوی خون
هوش مصنوعی: ابن یمین عاشق به خاطر زیبایی کمان ابروی محبوبش دچار درد و رنج شده است. تیر زخم غمزۀ او، هم آشکار است و هم پنهان، و خون دلش به خاطر این عشق جاری است.