برگردان به زبان ساده
تا بر کنار حسن نشست ابرویت چو نون
دارم چو واو غرقه دلی در میان خون
هوش مصنوعی: وقتی ابرویت کنار زیبایی نشسته باشد، مانند نانی که در آن واو نوشته شده، دل من در میان خون غرق شده است.
خون دلم ز دیده برون شد ز آرزوت
آری ز دیده هرچه شد، از دل شود برون
هوش مصنوعی: دل من از درد فراق تو به شدت گریسته و اشکهایم جاری شده است. هر آنچه از چشمانم خارج میشود، نشانهای است از غم و اندوهی که در دلم وجود دارد.
با مشکبار سلسلهٔ زلف پُر خمت
عقلی ندارد آنکه نگیرد ره جنون
هوش مصنوعی: کسی که از زیباییهای زلف تو بهرهای نمیبرد، از عقل دور است و نمیتواند به دنیای عاشقانه و جنونآمیز وارد شود.
گر شد زبون غمزه آهو وَشَت دلم
نهشگفت از آنکه عشق کند شیر را زبون
هوش مصنوعی: اگر چشم آهو به شیر بیفتد و زبانش به زبان عشق باز شود، جای تعجب نیست، چون عشق میتواند هر موجودی را مجذوب کند.
آنرا که مار زلف تو بر دل زدهست زخم
تریاک آبدار لب تو دم و فسون
هوش مصنوعی: کسی که زلفهای تو مانند ماری بر دلش زخم میزند، درد و رنجش را با شیرینی لبهای تو تسکین مییابد.
در پای تو فکنده سر خویش دیدهام
آندم که شد به حسن توام دیده رهنمون
هوش مصنوعی: در لحظهای که زیبایی تو را دیدم، سرم را به نشانهٔ احترام به پای تو گذاشتم و دریافتم که چشمانم مرا به سوی تو هدایت میکنند.
ز ابن یمین اگر طلبی جان نازنین
بس لاابالی است بگوید چرا و چون
هوش مصنوعی: اگر از ابن یمین بخواهی که جان نازنین را طلب کند، او به راحتی و بیتوجهی میگوید چرا و چگونه.