برگردان به زبان ساده
جانا بچشم رحمت بنگر به بینوایان
سلطان حسن آخر بخشای بر گدایان
هوش مصنوعی: ای جانم، با نگاه رحمتت به فقیران بنگر، ای سلطان حسن! در نهایت، بر گدایان مهر و لطفی ارزانی دار.
بیگانه ایم با خود تا با تو آشنائیم
بیگانه وار مگذر بر کوی آشنایان
هوش مصنوعی: ما از خودمان بیگانهایم تا بتوانیم با تو آشنا شویم. خواهش میکنم بیتفاوت از کنار کوی آشنایان نگذری.
با هر که عهد بستی چون زلف خود شکستی
معلوم شد که هستی سر خیل بیوفایان
هوش مصنوعی: هر کسی که با او قرار و عهد بستی و سپس به او وفا نکردی، نشان میدهد که تو نیز بخشی از گروه افرادی هستی که به عهد و پیمان وفا نمیکنند.
در ملک دلربائی سلطان با نوائی
معذوری ار نیائی نزدیک بینوایان
هوش مصنوعی: در سرزمین محبت و زیبایی، اگر صدای خوشی نمیشنوی، نزدیک انسانهای بینوایان و رنجکشیده برآی.
تا باد صبحگاهی بگشاد بند زلفت
بندی فتاد محکم بر کار عطر سایان
هوش مصنوعی: تا هنگامی که نسیم صبحگاهی، گیسوانت را باز کرد، باندی محکم بر عطر افشانان افتاد.
هر چند شرح زلفت دارد دراز نائی
آرد زبان شانه آنرا ز سر بپایان
هوش مصنوعی: با اینکه در دنیای شعر و نثر، زیبایی و جذابیت زلفهای تو توصیفهای زیادی دارد، اما هیچ زبان و کلامی نمیتواند به خوبی این زیبایی را به تصویر بکشد و از پهلو به پا تبدیل کند.
تا در حساب رندان گشتم فذلک ایجان
کردند وضع ما را از جمله پارسایان
هوش مصنوعی: وقتی در حساب و کتاب رندان و اهل خوشگذرانی رفتم، متوجه شدم که حال و وضع ما در مقایسه با پارسایان چندان جالب نیست.
هرگز بقول دشمن از دوست بر نگردم
در عشق سخت کوشم بر رغم سست رایان
هوش مصنوعی: هرگز به گفتهی دشمن از دوستم دور نمیشوم و در عشق با وجود نظرهای ضعیف دیگران، تلاش زیادی میکنم.
ابن یمین بوصلت میجست رهنمائی
خود حیرتش فزون شد در راه رهنمایان
هوش مصنوعی: ابن یمین در جستجوی راهنمایی و هدایت است، اما با وجود تلاشش، به دلیل حیرت و سردرگمیاش در کنار رهبران، دچار گیجی بیشتری میشود.