برگردان به زبان ساده
تا بود در شکن طره جانان دل من
همچو گوئی بود اندر خم چوکان دل من
هوش مصنوعی: در حالی که موهای زیبای معشوقهام به طور پیچخورده و زیبا درهم تنیده است، دل من هم بهسختی و تنگی و بیقراری در این پیچیدگی قرار دارد.
ای کمان خم ابروی تو پیوسته بزه
شد ز تیر غم تو ترکش و قربان دل من
هوش مصنوعی: ای ابروی کمانی تو، همواره دلی را به تیر غمت زخمی کردهای و من قربان عشق دل خودم هستم.
دل خیال سر زلفین تو دیدست بخواب
تا چها بیند ازین خواب پریشان دل من
هوش مصنوعی: دل من در خواب، تصویر موهای تو را میبیند. حالا ببینم از این خواب آشفته چه تجربهای خواهد داشت.
با تو پیمان دلم هست چنان پا برجا
که رود سر نرود از سر پیمان دل من
هوش مصنوعی: دوست عزیز، دل من به تو متعهد است و این تعهد همچون رودریاست که هرگز از مسیر خود منحرف نمیشود.
تا عزیزی چو تو در مصر دلم خواهد بود
نکند میل سوی یوسف کنعان دل من
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی چون تو در دل من باشد، نخواهم داشت که دل به یوسف کنعان بسپارم.
خار خار گل رویت نه چنانست مرا
که بعهد تو کند میل گلستان دل من
هوش مصنوعی: خاری که بر روی گل تو وجود دارد، برای من اینقدر اهمیت ندارد که بخواهد دل من را به باغ گلها بکشاند.
سبزه خط ترا یافت بگرد لب تو
چون خضر برطرف چشمه حیوان دل من
هوش مصنوعی: سبزه و گیاه، خط زیبای تو را در کنار لبت یافتهاند، مانند حضرت خضر که بر سر چشمه حیات ایستاده است، دل من نیز از این زیبایی سیراب میشود.
یوسف مصر دلی وین عجب ایجان عزیز
که بچاه زنخت هست بزندان دل من
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت یک شخص اشاره دارد، به گونهای که دل را به سوی او میکشاند. شاعر از یوسف، که نماد زیبایی و شگفتی است، صحبت میکند و به احساسات عمیق خود در برابر این شخص اشاره میکند. شخص مورد اشاره، با وجود دلدادگی شاعر، به نوعی در زندان احساسات او قرار دارد و شاعر به این احساس اسارت اشاره میکند.
بمشام دل آزرده رسد بوی بهی
گر بدست آورد آن سیب زنخدان دل من
هوش مصنوعی: اگر عطر خوش بهار به مشام دل خستهام برسد، به خاطر آن سیب زیبای صورت توست که در دلم جا دارد.
دوستانم همه گویند دل از دست مده
نیک پندست ولی نیست بفرمان دل من
هوش مصنوعی: دوستانم به من میگویند که نباید دل و احساساتم را از دست بدهم، این نصیحت خوبی است، اما دل من خودسر است و به سخن کسی گوش نمیدهد.
زلف مشکین ترا ابن یمین دید چه گفت
گفت کز بند کمندش نبرد جان دل من
هوش مصنوعی: زلفهای مشکی تو را ابن یمین (شاعر) دید و چه گفت؟ گفت که جان و دل من از بند این کمند آزاد نخواهد شد.