برگردان به زبان ساده
ساقیا باده گلفام هوس میکندم
گردش جام غم انجام هوس میکندم
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا و جامی از شراب خوشرنگ به من بده، چون حسی از اندیشه و آرزو در دل دارم که میخواهم از غمها و دلنگرانیهایم رها شوم.
آتش غم ز دلم دود بر افلاک زند
چشمه نوش و لب جام هوس میکندم
هوش مصنوعی: اندوهی که در دلم دارم همچون آتش به آسمان میسوزد و دود آن را بالا میبرد. آرزوی نوشیدن گوارا و لذت بردن از زندگی در دل دارم.
شب نشین با تو ولی بی شغب و شور رقیب
تا بوقت سحر از شام هوس میکندم
هوش مصنوعی: با تو در شب نشستهام، اما بدون هیاهو و شوق. رقیب میخواهد تا سحر، از روزهای گذشته لذت ببرد.
دام زلف تو چو با دانه خالت بهم است
تا بدان دانه رسم دام هوس میکندم
هوش مصنوعی: موهای تو مانند تلهای است که با زیبایی چهرهات به هم پیوند خورده است. تا زمانی که زیباییات در دسترس باشد، در دام اشتیاق تو به راحتی گرفتار میشوم.
سوخت از پرتو خورشید محبت دل من
سایه سرو گل اندام هوس میکندم
هوش مصنوعی: دل من از عشق و محبت همچون خورشید میسوزد و مانند سایهی درخت سروی، به زیبایی و دلربایی علاقمند شدهام.
همچو من سوخته ئی لایق تو نیست ولیک
وصل تو از طمع خام هوس میکندم
هوش مصنوعی: مثل من آتشزدهای لایق تو نیست، اما وصل تو را از روی آرزوی بیهودهای میطلبیدم.
جان فشانی چو ز آشفتگی و سر مستی
بر تو ایماه دلارام هوس میکندم
هوش مصنوعی: در حالی که به خاطر حال نابسامان و شوق سرمستی، جانم را برای تو فدا میکنم، ای مونس دلربا.
باز چون ابن یمین نعره زنان خواهم گفت
ساقیا باده گلفام هوس میکندم
هوش مصنوعی: دوباره مانند ابن یمین با صدایی بلند خواهم گفت: ساقی، بادهای زیبا و خوش را به من بده، زیرا آرزو و تمایل به نوشیدنش دارم.