برگردان به زبان ساده
باز منزل بسر کوی نگار آوردیم
بهر خاک درش از دیده نثار آوردیم
هوش مصنوعی: ما دوباره به خانهی معشوقهام سر زدیم و به یاد او، اشکهایمان را بر خاک درش نثار کردیم.
شکر کردیم چو دیدیم گل عارض او
که زمستان غمش را ببهار آوردیم
هوش مصنوعی: زمانی که چهرهی زیبای او را دیدیم، سپاسگزاری کردیم زیرا غم و اندوه زمستانیمان را بهار بخشید و به ما شادابی و خوشحالی هدیه داد.
برکنارست ز ما آن بت و ما خود دل زار
در میان با غمش از بهر کنار آوردیم
هوش مصنوعی: معشوق از ما دور است و ما در میان غم او دل شکستهایم. تمام غم و اندوهمان را به خاطر جدایی و دوری او تحمل میکنیم.
گفتم آورده ام از عشق تو دیوانه دلی
گفت با سلسله آن مشک تتار آوردیم
هوش مصنوعی: گفتم برای تو از عشق دیوانه شدهام، او هم گفت که با ریسهای از آن مشک تیره، چیزی آوردهایم.
جان زیان گشت ز سود او جوی سود نداشت
در جهان لطف و حیل با تو بکار آوردیم
هوش مصنوعی: جان من به خاطر ضرر او دچار زیان شده است. در دنیا نتوانستم چیزی به دست آورم، اما با مهربانی و تدبیر، سعی کردهام که با تو رفتار کنم.
عاشقانی که بخاک در تو بگذشتند
همه گفتند کز آنجا دل زار آوردیم
هوش مصنوعی: عاشقانی که در کنار تو جان سپردند، همگی گفتند که از آن محل دلbroken و حزین به یادگار آوردیم.
مکن ای دوست که چون ابن یمینت گویند
که ز خاک در آن یار غبار آوردیم
هوش مصنوعی: ای دوست، نکن که مانند ابن یمین بگویی که از خاک آن یار برایت غبار آوردهایم.