برگردان به زبان ساده
تا فتادست نظر بر رخ رخشان توام
بر تو آشفته تر از زلف پریشان توام
هوش مصنوعی: وقتی که نگاه من به چهره درخشان تو میافتد، من بیشتر از گیسوان آشفتهات دچار آشفتگی و سردرگمی میشوم.
صفت حسن تو آئینه کند با تو بیان
نه دل خسته که من واله و حیران توام
هوش مصنوعی: زیبایی تو باعث میشود که دیگران دربارهات صحبت کنند. من تنها کسی هستم که در دل، عاشق و سردرگم تو هستم.
گر مرا جان و جهان در سر سودات شود
از تو تاوان نتوان خواست که من ز آن توام
هوش مصنوعی: اگر جان و جهانم برای عشق تو به خطر بیفتد، نمیتوانم از تو چیزی بخواهم، چون من از آن تو هستم.
ورکنی دیده پر از خون سیاهم چو دوات
سر بود همچو قلم بر خط فرمان توام
هوش مصنوعی: اگر دیدهام پر از خون و غم باشد، مثل دواتی که سر آن مستعد نوشتن است، من نیز همانند قلمی هستم که بر روی فرمان تو خطوطی مینویسد.
ملک وصلت که بعشاق سیه دل برسید
حیف آمد برقیبان گرانجان توام
هوش مصنوعی: عشق تو که به دلهای سیاه و غمگین عشق ورزیده، به من رسید، اما برای دیگران که به خاطر تو رنج میبرند، حسرتانگیز است.
ننهم روی ز بیماری عشقت به بهی
تا بدندان نرسد سیب زنخدان توام
هوش مصنوعی: من هرگز روی خود را از درد عشق تو پنهان نمیکنم، تا زمانی که دندانهایت به سیب گونهام نرسد.
جزع من همچو صدف پر شود از گوهر تر
گر در آید بنظر رشته دندان توام
هوش مصنوعی: درد و نگرانی من مانند صدفی میشود که از گوهرهای ناب پر شده است، اگر زیبایی چهرهات به چشمانم بیفتد.
منت امروز چنان سست وفا می بینم
که یقین شد ز دل سخت چون سندان توام
هوش مصنوعی: امروز احساس میکنم که محبت و وفای تو خیلی کم رنگ و سست شده است، طوری که دیگر به سختی میتوانم به آن اعتماد کنم، مانند دل سفتی که مانند سندان است.
گر بفردا برسد ابن یمینت گوید
عهد بشکستی و من بر سر پیمان توام
هوش مصنوعی: اگر روزی ابن یمین با تو ملاقات کند، خواهد گفت که پیمان را شکستی و من هم به وفاداری بر سر عهد تو هستم.