برگردان به زبان ساده
تا دبدبه حسن تو افتاد در آفاق
نآمد نفسی بی غم دل بر لب عشاق
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی تو در جهان منتشر شد، هیچ نفسی بدون عشق به تو وجود نداشت و همه دلها به شوق تو به لب رسیدند.
مشتاق توأم، جفت غمم بهر چه داری
دریاب که شد طاق، ز غم طاقت مشتاق
هوش مصنوعی: من سخت مشتاق تو هستم و غم من دو برابر شده است. هر چه که داری، به من بده؛ چرا که طاقت من از این همه غم تمام شده است.
درد دل ما را به لب لعل دوا کن
در جان چو رسد زهر، چه سودست ز تریاق
هوش مصنوعی: دردهای دل ما را تنها زبان شیرین و دلنشینت درمان میکند. هنگامی که زهر در جانام مینشیند، تنها تریاق محبتات میتواند نجاتبخش من باشد.
در سر هوسم هست که با چون تو نگاری
کز غایت لطفت بدلی نیست در آفاق
هوش مصنوعی: در دل آرزویی دارم که با تو که به زیبایی بینظیری داید، باشم؛ زیرا لطافت و زیبایی تو در هیچ کجای دنیا مانند ندارد.
نوشم دو سه می جز می و جز تو دگری نه
می نوش بدینسان و میندیش ز انفاق
هوش مصنوعی: نوشیدن یک یا دو پیمانه از شراب و هیچکس غیر از تو را نمیپذیرم. باید به این شکل مینوشم و درباره هزینهکردن فکر نکنم.
با دختر رز جفت تمتع نتوان شد
تا عصمت و تقوی ننهی بر طرف طاق
هوش مصنوعی: تا زمانی که پاکدامنی و تقوی را کنار نگذارید، نمیتوانید از زیباییها و لذتهای زندگی بهرهمند شوید.
من ابن یمینم شده مشهور به رندی
نه زاهد سالوسم و نه صوفی زراق
هوش مصنوعی: من ابن یمین هستم که نامم در دنیا مشهور شده است؛ نه خودنمایی زاهد میکنم و نه به ظاهر صوفی قانع هستم.