برگردان به زبان ساده
تا بر حریر ساده کشیدی علم ز صوف
شد شکل یک هلال ز خورشید در کسوف
هوش مصنوعی: زمانی که بر روی پارچهای ساده علم را به اهتزاز درآوردی، تصویر آن به شکل هلالی از خورشید در حال کسوف درآمد.
حسن رخت بسبزه خطت تمام شد
نادر مهی که هست تمامیش در خسوف
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات مانند سبزه است و زیبایی خطت بینظیر است؛ ای مهی که همهی زیباییات در سایه و تاریکی پنهان شده است.
سطح سپهر پر شود از ماه و آفتاب
چون نور عارضت رود از روزن سقوف
هوش مصنوعی: آسمان از نور ماه و خورشید پر خواهد شد، زمانی که نور وجود تو از روزن سقفها بتابد.
گر جان چو سایه در پی مهرت روان بود
ز آن خوشتر آیدم گه کند در برم وقوف
هوش مصنوعی: اگر جانم مثل سایه به دنبال محبت تو باشد، برایم دلپذیرتر است تا اینکه در آغوشم بیفتد و از حال و احوال من باخبر شود.
باشد بدور حسن تو یکسر نصیب ما
در روزگار هر چه شود واقع از صروف
هوش مصنوعی: در دوری و نزدیکیت، تمام سهم ما باید فقط به زیبایی تو اختصاص یابد و هر چه در زندگی اتفاق بیفتد، از روی تقدیر و سرنوشت خواهد بود.
در حسن یوسفی و عجب آنکه نزد تو
باشد چنانکه نزد سلیمان ز جان صفوف
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی یوسف اشاره دارد و اشاره میکند که زیبایی او نزد تو به اندازهای است که همانند زیبایی یوسف در نزد سلیمان میباشد. به عبارت دیگر، زیبایی و جذابیت او به قدری است که میتواند دلها را مجذوب کند و توجه همه را به خود جلب نماید، همانطور که یوسف در زمان خود بر دلها تسلط داشت.
ابن یمین سپر کند از جان چو بر کشید
از جفن خویش غمزه جادوی تو سیوف
هوش مصنوعی: ابن یمین از جان خود برای محافظت میکوشد، زمانی که جفا و زیبایی تو باعث میشود که او احساس خطر کند. غمزهی تو مانند شمشیری است که بر قلبش تاثیر میگذارد.