برگردان به زبان ساده
گرم ز عشق تو جان در بلاست گو میباش
وگرچه با منت آئین جفاست گو میباش
هوش مصنوعی: اگر عشق تو باعث درد و رنج من شده، اشکالی ندارد، بمان و با اینکه این رفتار، تو را در این حالت با بیمحبتی نشان میدهد، باز هم بمان.
بیا که گر گذرت بر دو چشم من باشد
چو خاک پای توأم توتیاست گو میباش
هوش مصنوعی: بیا که اگر نگاهی به چشمان من بیندازی، من هم همچون خاک پای تو هستم و بیصدا در کنار تو میخواهم بمانم.
اگر چه در بر کافور عارضت افعی است
ترا چو لعل زمرد نماست گو میباش
هوش مصنوعی: هرچند که در چهرهات گویی زهرآگینی وجود دارد، اما همچنان برای من مانند گوهر درخشان و زیباست. پس بهتر است همانگونه که هستی، بمانی.
بچین زلف چو شام تو مایلست دلم
شدن بجانب چین گر خطاست گو میباش
هوش مصنوعی: زلفهای تو را بچین که غمت باعث تمایل دلم به سمت چین است، اگر این میل اشتباه است، پس بگذار همچنان بمانم.
اگر چه از من مسکین رقیب در خشم است
ترا نظر چو بعین رضاست گو میباش
هوش مصنوعی: اگرچه رقیب من از من ناراحت است، اما وقتی نگاه تو مانند چشم راضی است، خوب است که همچنان در کنار من بمانی.
میان لیلی و مجنون مودتست و صفا
اگر میان عرب ماجراست گو میباش
هوش مصنوعی: در دل عشق لیلی و مجنون دوستی و محبت وجود دارد، اگر چه در میان عربها داستانهای پرماجرایی وجود دارد، پس به آنها گوش بسپارید.
ز بهر دانه خالت همیشه مرغ دلم
بدام زلف تو گر مبتلاست گو میباش
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن دلخواهم، همیشه در پی تو هستم. اگر قلبم به زلف تو گرفتار شده، بگو که همینطور بماند.
اگر چه ابن یمین را دل از تو پر درد است
چو لطف صاحبدیوان دواست گو میباش
هوش مصنوعی: اگرچه دل ابن یمین از درد تو پر است، اما چون لطف تو مثل دارویی برای صاحبدیوان است، پس بهتر است که تو همچنان در کنار او بمانی.
علاء دولت و دین صاحبی که از عدلش
ستم ز سیمبران گر رواست گو میباش
هوش مصنوعی: اگر صاحب قدرت و دین، عادل باشد، حتی اگر ستمی از سوی ثروتمندان روا داشته شود، باز هم باید او را بپذیریم و در کنار او بمانیم.