برگردان به زبان ساده
باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوش
داد پیامت بمن برد ز من صبر و هوش
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی در سپیده دم، عطر تو را به همراه داشت و شب گذشته، پیام تو را به من رساند. از من صبر و حوصله را برد و به من آگاهی داد.
دل ببر آمد بجوش ز آتش سودای تو
وز گذر دیدگان خون دلم شد بجوش
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق تو به جوش آمده و شعلهور شده است. وقتی به چشمان تو نگاه میکنم، درد و اشک دلم هم باز به جوش میآید.
شمع رخت گر زند آتشم اندر جگر
همچو ز پروانه کس نشنود از من خروش
هوش مصنوعی: اگر شمع زیبایی تو آتش به دلم بزند، مثل پروانهای که به شمع نزدیک میشود، کسی از من صدای ناله و فریاد را نخواهد شنید.
ناله کنان من ز تو پیش که خیزم بپای
ظلم چو شه میکند چون بنشینم خموش
هوش مصنوعی: من از درد و ناله به کجا بروم، وقتی که ظلم تو همچون کسری بر من میتازد، هرگاه که خاموش باشم و بیصدا نشستهام.
هر چه تو گوئی بگوی کز لب شیرین تو
گر چه بود تلخ و تیز یابم از آن ذوق نوش
هوش مصنوعی: هر چه تو بگویی، من میپذیرم، زیرا از لبان شیرین تو حتی اگر حرفی تلخ و تند باشد، احساس خوشایندی میکنم.
گر بسرایت رسم پست چو در گشته ام
معتکف آستان حلقه خدمت بگوش
هوش مصنوعی: اگر به خانهات برسم و در آنجا بینهایت در انتظار تو بمانم، در حالی که به درگاهت میایستم و برای خدمت به تو آمادهام.
از سر کویت سوی خلد برین نگذرم
ور بطلب آیدم از بر رضوان سروش
هوش مصنوعی: از جلوی در خانهات به بهشت نخواهم رفت، حتی اگر فرشتهای مرا به آنجا دعوت کند.
ایدل اگر بایدت مرتبه عاشقی
ز ابن یمین یک سخن از سردانش نیوش
هوش مصنوعی: اگر به عشق واقعی نیاز داری، از ابن یمین یک سخن از دلش را بشنو.
خیز چو سودائیان بر سر بازار عشق
آنده دل میخر و شادی جان میفروش
هوش مصنوعی: بلند شو مانند عاشقهای شیدا و به بازار عشق برو. دل خود را بخر و شادی زندگیات را بفروش.