برگردان به زبان ساده
بدان ای محتسب یکبار دگر
که من رندی گرفتم باز از سر
هوش مصنوعی: ای محتسب، دوباره بدان که من دوباره به حال رندی و شادابی بازگشتهام.
ز دست ماهروئی جام باده
تو خود دانی که چونم هست در خور
هوش مصنوعی: از دستان زیبای یک ماهرو، جام می به دست من رسیده و خودت بهتر میدانی که حال من چگونه است.
ز وصل دلبرم دوری میفکن
گزیرم نیست تا دانی ز دلبر
هوش مصنوعی: از محبت معشوقم دور نشو، زیرا که راه گریزی برایم نیست تا بدانی چه حالتی از عشق دارم.
هر آنجانی که جانانی ندارد
بود آبحیات او مکدر
هوش مصنوعی: هر کسی که در دلش عشق و محبت موجود نیست، زندگیاش همچون آب کدر و آلوده است.
ولی اندر صفا صادق چو صبح است
که دارد نور مهر او را منور
هوش مصنوعی: ولی در صفای خودش، مانند صبحی است که نور خورشید او را روشن کرده است.
تو خواهی کفر گیر و خواه اسلام
نخواهم جز رخش محراب دیگر
هوش مصنوعی: تو هر کدام را که بخواهی انتخاب کن، من جز زیبایی تو هیچ چیز دیگری نمیخواهم.
چه خوش باشد ز سیمین دست ساقی
می رنگین تر از یاقوت احمر
هوش مصنوعی: میگویند که وقتی ساقی برای ما از لیوان نقرهای شراب میریزد، رنگ آن شراب زیباتر و دلرباتر از رنگ یاقوت قرمز است.
پریروئی که نقد ابن یمین را
ز چشم و لب دهد بادام و شکر
هوش مصنوعی: دختر زیبایی که با نگاه و لبخندش مانند بادام و شکر جذابیت را به نمایش میگذارد.