برگردان به زبان ساده
ای برده نرد حسن ز خوبان روزگار
قدت براستی چو سهی سرو جویبار
هوش مصنوعی: ای جوان خوشاندام و زیبا، حقیقتاً تو مانند سروهای بلند و جویبارهایی هستی که در میان خوبان زمان خود قرار داری.
الحق بسان نقش زیاد آن دهان تو
موهوم نقطه ایست به پنهان نه آشکار
هوش مصنوعی: حقیقت همچون نقشی زیاد در دهان تو نهانی است، نه به وضوح و روشنی.
داریم دل بدست خط و زلف و خال تو
از دست هر سه تا چه کشد این دل فکار
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر زیباییها و ویژگیهای تو، از جمله خط و زلف و کلاهی که بر چهرهات نقش بسته، آشفته و در حال دلتنگی است. این دل چه دردی را تحمل میکند!
باده هزار دشمن اگر دوست با منست
دارم مصاف و روی نپیچم ز کار زار
هوش مصنوعی: اگرچه باده هزار دشمن دارد، اما اگر دوستی با من باشد، آمادهام که با همه آنها بجنگم و از نبرد فرار نکنم.
عشقت چو در سراچه دل خانه گیر شد
زین پس برون شود خرد از وی باضطرار
هوش مصنوعی: وقتی عشق تو در دل من جا گیرد، از این پس عقل و تدبیر من به ناچار از آن خارج خواهد شد.
گر سرو بیش قد تو سر میکشد مرنج
عقل طویل را نبود هیچ اعتبار
هوش مصنوعی: اگر سرو بلندقد تو بلند شود و خود را به نمایش بگذارد، نگرانی نداشته باش، چون عقلهای بلند و فکرت موجه نیستند و ارزشی ندارند.
منصوبه هوای تو ابن یمین چو باخت
در ششدر غمت دلش افتاد مهره وار
هوش مصنوعی: دل امیدوارم در آرزوی تو مانند یک مهره در بازی شطرنج به دنیای غم تو گرفتار شده است و در این بازی زیبا، حتما به بینتیجه بودنش پی برده است.