برگردان به زبان ساده
هر نسیمی که ز خاک در جانان باشد
چون دم روح قدس مایه ده جان باشد
هوش مصنوعی: هر بادی که از زمین محبوب برخیزد، مانند نفخۀ روح که جان را زنده میکند، جانافزا خواهد بود.
تا بمیدان لطافت ذقنش گوی زند
قامت اهل دل از عشق چو چوگان باشد
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به زیبایی و لطافت عشق شده است. وقتی عشق به اوج خود میرسد، دلهای پرشور و عاشق به مانند اسباب بازیهایی تحت تأثیر آن قرار میگیرند. این عشق آنقدر قوی و تاثیرگذار است که مانند یک بازی شاداب و پرتحرک میشود و افراد را به حرکت وادار میکند.
جان بدو دادم و دل از سر تحسین میگفت
جان همان به که چو باشد بر جانان باشد
هوش مصنوعی: من جانم را به او سپردم و دلم با تحسین میگفت که جان بهتر است که اگر وجود داشته باشد، نزد محبوب باشد.
از بزرگی نپذیرفت دمی جان عزیز
گفت در بارم ازین خرده فراوان باشد
هوش مصنوعی: به خاطر بزرگیاش، هرگز نپذیرفت که جانش را به خطر بیندازد و گفت که در مورد من این مشکلات کوچک و جزئی است.
راستی جان من خسته متاعیست حقیر
تحفه ئی سازم ازو لابد ازینسان باشد
هوش مصنوعی: حقیقت این است که جان من خسته است و این خستگی، چیزی جز یک کالای بیارزش نیست. بنابراین، باید از آن چیزهایی بسازم که به درد بخور باشند. شاید اوضاع همینطور باشد.
هر گدائی که شود شبفته بر عارض شاه
دائم از حرمت او بر در حرمان باشد
هوش مصنوعی: هر گدایی که بر چهرهی شاه بیفتد، همیشه به خاطر احترام او در درگاهش محدودیت خواهد داشت.
جان بتحفه بر جانان مفرست ابن یمین
کاین تکلف مثل زیره و کرمان باشد
هوش مصنوعی: برای محبوب خود، جان خود را هدیه نکن، چون این کار مثل این است که زیره را به کرمان بفرستی.