برگردان به زبان ساده
مرا بمجلس انس تو بار چون نبود
دل شکسته من زیر بار چون نبود
هوش مصنوعی: در جایی که تو نیستی و جمع دوستان وجود ندارد، دل شکستهام از بار غم و تنهایی فرومیریزد.
چنین کز آتش دل شعله میرود بسرم
چو شمع دیده من اشکبار چون نبود
هوش مصنوعی: آتش دل من به شدت شعلهور است، مانند شمعی که در حال سوختن است. چشمانم پر از اشک است و گویی هیچ چیز وجود ندارد که بتواند آن را متوقف کند.
مرا که رفته بود آنچنان نگار از دست
رخم بخون دل آخر نگار چون نبود
هوش مصنوعی: دلم به شدت برای آن زیبایی که از بین رفته، میسوزد. وقتی او دیگر نیست، چهرهام پر از غم و خون است.
وصال سیمبران چون بزر میسر نیست
چه سازد ابن یمین با یسار چون نبود
هوش مصنوعی: دیدار با محبوبانی که زیبایی شان به مانند نقره است، برای افراد بزرگ دشوار است. در این شرایط، ابن یمین چه باید بکند وقتی که به خوشبختی دسترسی ندارد؟ وقتی چیزی در دسترس نیست، انسان چگونه میتواند به آرزوهای خود برسد؟
بدینصفت که منم چون رباب کیسه تهی
بسان نای مرا ناله زار چون نبود
هوش مصنوعی: من همچون موسیقیدانی بیساز و بینوا هستم، که اگر چه صدا دارم، اما در درونم هیچچیزی برای گفتن و ناله کردن ندارم.