برگردان به زبان ساده
عاشقان تا ز کمند غم عشقت نرهند
دل محنت زده بر جان بلاکش ننهند
هوش مصنوعی: عاشقان تا زمانی که از دام غم عشق تو رهایی نیابند، دلهای زجرکشیده خود را بر دوش بار بلا نمیگذارند.
بیدلانی که گرفتار خم زلف تو اند
تا قیامت ز پریشانی و سودا نرهند
هوش مصنوعی: افرادی که به زیبایی و جذابیتهای تو وابسته شدهاند، تا همیشه در اندوه و دلگرفتگی خواهند ماند و نمیتوانند از این حال رهایی یابند.
بندگانی که کنند ار کرمت آزادی
هر یک از راه شرف غیرت صد پادشهند
هوش مصنوعی: بندگانی که به خاطر لطف و مهربانیات آزاد میشوند، هر کدام به خاطر عزت و غیرت خود، ارزششان از صد پادشاه بیشتر است.
نظرم بر مه و مهرست شب و روز و لیک
مه و مهر تو که در سایه زیر کلهند
هوش مصنوعی: من همیشه به ماه و آفتاب فکر میکنم، شب و روز، اما زیبایی و نور تو که در سایه قرار گرفتهاند، برایم بیشتر جلوهگر است.
من چو یعقوبم و جان و دل من یوسف وار
در چه سیب زنخدان تو دائم به چهند
هوش مصنوعی: من مانند یعقوب هستم و جان و دل من به اندازه یوسف به تو وابسته است؛ اینکه همیشه به چه دلیل و با چه احساسی به زیباییهای تو چشم دوختهام.
لعل دربار ترا خاصیت کاهرباست
ورنه عشاق چرا در طلبش همچو کهند
هوش مصنوعی: لعل دربار تو خاصیتی دارد که مانند کاهراست؛ وگرنه چرا عاشقان اینقدر در جستوجوی آن هستند، مانند کسانی که در جستوجوی تکهای از کهند هستند؟
نرم و آهسته بما بر گذرای سرو روان
که بزیر قدمت شیفتگان خاک رهند
هوش مصنوعی: به آرامی و با احتیاط از کنار ما عبور کن ای سرو دلربا، زیرا افرادی که عاشق تو هستند، خاک پای تو را بوسه میزنند.
من از آنچشمه حیوان و خط سبز وشت
صنع حق بینم و قومی ز پی آب و کهند
هوش مصنوعی: من از چشمه حیات و خط سبز وشت نشانهایی از کار خداوند را مشاهده میکنم، و گروهی را میبینم که به دنبال آب و زندگی هستند.
گفتمش از تو مرا بوس و کناری هوس است
گفت نشنیده ئی آخر دو بیک کس ندهند
هوش مصنوعی: به او گفتم که از تو آرزوی بوسه و نزدیکی دارم، او پاسخ داد که نمیدانستی که این احساسات را به دو نفر نمیتوان داد.
هوشدار ابن یمین فتنه دور قمر اند
آندو جادو که بعینه دو بلای سیهند
هوش مصنوعی: احتیاط کن، ابن یمین! در اطراف ماه، فتنهای وجود دارد. این دو جادوگر، به طور دقیق، دو مصیبت بزرگ هستند.