برگردان به زبان ساده
سنبل غالیه گون بر گل تر میشکند
ظلمت شام بر انوار سحر میشکند
هوش مصنوعی: بوی خوش گلها در تاریکی شب به دل مینشیند و زیبایی صبح هم در دل شب میتراود.
هر زمان پسته شیرینش که شور شهر است
خنده ئی میزند و نرخ شکر میشکند
هوش مصنوعی: هر زمانی که میگذرد، او با خوشی و شیرینی خاصی که در دل این شهر دارد، لبخندی میزند و باعث میشود که قیمتهای شیرینی پایین بیاید.
هر دمی حسن جهانگیر وی از ابرو و چشم
ساخته تیر و کمان قلب دگر میشکند
هوش مصنوعی: هر لحظه زیباییهای جهان به وسیله ابرو و چشم او مانند تیر و کمانی عمل میکند که دل دیگری را میشکند.
تا من از رشته دندانش سخن میگویم
از لطافت سخنم قدر گهر میشکند
هوش مصنوعی: وقتی من در مورد لطافت دندان او صحبت میکنم، سخنانم به قدری ظریف و زیباست که ممکن است ارزشهایی همچون جواهر را تحت تأثیر قرار دهد.
میکند بر دل من پیرهن صبر قبا
از سر ناز کله گوشه چو بر میشکند
هوش مصنوعی: دل من را با ناز و زیبایی خود آزمایش میکند، همانگونه که نازکهای ستمگر بر دل میزنند و باعث میشوند صبر و تحمل من به لب برسد.
ناصوابست که آن ترک خطا بی سببی
دل بیمار من خسته جگر میشکند
هوش مصنوعی: غلط است که آن محبوب، بیدلیل، دل بیمار من را میآزارد و جگرم را میشکند.
از می عشق چنان مست شدست ابن یمین
که در خانه معشوق بسر میشکند
هوش مصنوعی: ابن یمین به قدری در عشق و محبت غرق شده است که حتی در خانه معشوق خود، به حالت مستی و سرخوشی فرو رفته و از شادی و احساسات خود نمیتواند کنترلش را در دست بگیرد.