برگردان به زبان ساده
سنبل زلف تو چون از گل تر بردارند
برقع شام ز رخسار سحر بردارند
هوش مصنوعی: زمانی که زلفهای معشوق به شکل سنبل تا شود، گویی پردههای شب از چهرهی صبح کنار میروند.
آفتاب رخ تو چون کند از جیب طلوع
عاشقان دیده ز دیدار قمر بردارند
هوش مصنوعی: چهرهٔ تو مانند آفتاب است که از دل عاشقان میتابد و در حضور تو همهٔ زیباییهای دیگر تحتالشعاع قرار میگیرد.
با کله گوشه حسن تو روا باشد اگر
افسر خسرو سیاره ز سر بردارند
هوش مصنوعی: اگر تاج و تخت خسرو را از سرش بردارند، باز هم بر افروختگی و زیبایی چهره تو بَر منطق و ارزش بیشتری دارد.
طاق ابروی تو چون در نظر آید پس از این
شاید ار اهل دل از قبله نظر بردارند
هوش مصنوعی: قوس ابروی تو وقتی در نظر بیاید، ممکن است که دیگران از سمت قبله و هدف اصلی خود منحرف شوند.
عاشقانرا هوس عارض و چشم و لب تست
تا مراد از گل و بادام و شکر بردارند
هوش مصنوعی: عاشقان خواهان زیبایی صورت و چشمان و لبهای تو هستند تا آرزوی خود را از گل، بادام و شکر بگیرند.
چشم دریا صفتم چون ز غمت موج زند
بس که از ساحل او عقد گهر بردارند
هوش مصنوعی: چشم دریا مانند حالت من است که از غم تو مثل امواج دریا به تلاطم افتاده؛ چنان که از ساحل تو، گوهرهای عشق را میچینند.
هر کجا پای نهی اهل نظر از سر شوق
بمژه خاک همه راهگذر بردارند
هوش مصنوعی: هر جا که قدم بگذاری، اهل نظر و اندیشه به خاطر شادی و اشتیاق، از زمین برای تو استقبال میکنند و به احترام تو همه موانع را برمیدارند.
نکنند ابن یمین را زتو ایدوست جدا
دشمنان گر همه شمشیر و سپر بردارند
هوش مصنوعی: اگر همه دشمنان شمشیر و سپر به دست بگیرند، تو را از ابن یمین جدا نخواهند کرد.
هرگز آنروز مبادا که غم عشق ترا
از دل زار من خسته جگر بردارند
هوش مصنوعی: هرگز نگذار که اندوه عشق، دل ضعیف و رنجور مرا بیشتر از این خسته کند و دردهایم را افزون سازد.