برگردان به زبان ساده
با ما غم هجران تو ای دوست نه آن کرد
کان قصه توانیم بصد سال بیان کرد
هوش مصنوعی: دوست عزیز، غم دوری تو با ما قدری متفاوت است. آن شخص که توانسته است این قصه را به مدت صد سال بگوید، حالا دیگر به یاد نمیآید.
از خانه دل رخت صبوری بدر انداخت
چه جای صبوری که از اینخانه روان کرد
هوش مصنوعی: از دل، رخت صبوری را بیرون انداختند، چون دیگر جایی برای صبوری نیست که از این خانه (دل) خارج شده است.
با باغ و بهار طربم آتش شوقت
آن کرد که با برگ رزان باد خزان کرد
هوش مصنوعی: با زیباییهای باغ و بهار شاد و خوشحالم، اما آتش عشق من آنقدر شدت دارد که حتی با وزش باد خزان هم نتوانسته خاموش شود.
پیدا شد ازین اشک روان خلق جهانرا
رازیکه دل غمزده در پرده نهان کرد
هوش مصنوعی: از این اشک روان، رازی برای جهانیان آشکار شد که دل اندوهگین، آن را در پس پرده پنهان کرده بود.
دریاب مرا بار دگر زنده کزین پس
هجران تو ای سرو روان قصد روان کرد
هوش مصنوعی: من را دریاب، چون بار دیگر زندهام. از این پس جدایی تو، ای سرو خوشروح، به جانم سخت آسیب رسانده است.
چوگان قضا باز چو گوی ابن یمین را
سرگشته و برگشته در آفاق دوان کرد
هوش مصنوعی: قضا و سرنوشت مانند یک بازی چوگان است که گوینده، همچون گوی ابن یمین، در دنیای پر پیچ و خم و تغییرات مختلف به راه خود ادامه میدهد و در جستجوی هدفش در حال حرکت است.
با ما سرگردون جفا پیشه چو خوش نیست
با خصم و بوی غیر مدارا چه توان کرد
هوش مصنوعی: با ما که آزار و بدرفتاری میکند، اگر خوشایند نیست، با دشمن و کسانی که به ما بیاعتنایی میکنند، چه میتوان کرد؟