برگردان به زبان ساده
بازم از دیده در بار گهر میآید
لعلفام است مگر خون جگر میآید
هوش مصنوعی: باز هم از چشمانم اشک مثل مروارید میچکد؛ آیا این اشکها مثل رنگ لعل (یا یاقوت) هستند یا اینکه نشانهی درد و رنج دل من هستند؟
تیر مژگان که زند ترک کمان ابروی من
پیش پیکان وِیَم سینه سپر میآید
هوش مصنوعی: مژگانهای مانند تیر من که از کمان ابرویم رها میشود، پیش از تیراندازی او، به سمت سینهام میآید و از آن محافظت میکنی.
هر زمانی که تصور کنم آن روی چو مه
جانم از بهر تماشاش به در میآید
هوش مصنوعی: هر وقت به چهره زیبای تو فکر میکنم، جانم به خاطر تماشای تو از جایش بیرون میآید.
منتظر بر سر راهم شب و روز و مه و سال
تا از آن سو که تویی هیچ خبر میآید
هوش مصنوعی: من هر شب و روز و ماه و سال در انتظارم تا از آن طرف که تو هستی، خبری به من برسد.
پایبوسی ز تو میخواهم اگر دست دهد
سهل باشد اگرم عمر به سر میآید
هوش مصنوعی: میخواهم پای شما را ببوسم، اگر فرصتش پیش بیاید، اما اگر عمرم به پایان برسد، این کار برایم آسان خواهد بود.
طوطی جان من خسته هوای تو کند
سوی آن پسته خندان به شکر میآید
هوش مصنوعی: طوطی دل من از دوری تو ناراحت است و به سمت آن درخت پستهای که شاداب و خوشرنگ است، میرود تا با خوشحالی و شیرینی از آن جا بهرهمند شود.
کر قمر آن رخ زیباست نگویی که چرا
در کم و کاست تنم همچو قمر میآید
هوش مصنوعی: چهره زیبا و ماهگونهات آنچنان بینقص است که نمیتوانی بگویی چرا در وجود من، کمی نقص و کمبود وجود دارد، زیرا وجودم همچون قمر به زیبایی تو نزدیک میشود.
کیمیا عشق ترا دانم و بس کز اثرش
سیمم از دیده بر این روی چو زر میآید
هوش مصنوعی: عشق تو را چون کیمیا میشناسم و بس، زیرا اثر آن باعث میشود چشمانم مانند نقره بر چهرهات درخشش داشته باشد و همچون طلا جلوه کند.
کوش در آینه روی چو ماهت از زنگ
کز دل ابن یمین آه سحر میآید
هوش مصنوعی: در تلاش باش که چهرهات مانند ماه در آینه بدرخشد، زیرا از دل ابن یمین، نالهای میآید که در سحرگاهان به گوش میرسد.