برگردان به زبان ساده
منت خدیرا که پس از هجر دیر باز
بخت رمیده روی بوصلم نهاد باز
هوش مصنوعی: من خوشحالم که خدایم بعد از مدتها جدایی دوباره خوشبختی و شانس را به من بازگرداند و روی ماه بوصلم را به من نشان داد.
اقبال بهر رونق کارم میان ببست
دولت در مراد برویم گشاد باز
هوش مصنوعی: با تلاش و زحمت، برکت و رونق کارم فراهم شد و خوشبختیام به دست آمد، به طوری که برایم درهای موفقیت باز شد.
چشم مرا چو چشمه خورشید نور داد
خاک جناب حضرت شاه رهی نواز
هوش مصنوعی: چشم من مانند چشمهای از نور خورشید روشن شد، در نتیجهی لطف و مهربانی جناب شاه.
سلطان معز دولت و دین آنکه صد هزار
محمود زیبدش که بود بنده چون ایاز
هوش مصنوعی: سلطانی که هم در سیاست و هم در دین مقام بلند و با ارزش دارد، کسی است که هزاران افرادی چون محمود، به او افتخار میکنند. اما سوال این است که بندهای مانند ایاز، چه جایگاهی در این میان دارد؟
آنشاه شه نشان که بود نام سروری
بر ذات او حقیقت و بر دیگران مجاز
هوش مصنوعی: آن پادشاهی که نشانهی واقعی سروری است، حقیقت او در ذاتش نهفته است و بقیه فقط به صورت ظاهری و مجازی هستند.
شاهنشه زمانه که از خاک پای او
سازند تاج سر همه شاهان سرفراز
هوش مصنوعی: بزرگترین و برترین شخصیت زمانه، کسی است که دیگران به طرز خاصی برای او ارزش قائلند و از خاک زیر پای او تاجی برای سر تمامی پادشاهان سرافراز میسازند.
درگاه اوست قبله حاجات وزین قبل
مانند قبله می بردش عالمی نماز
هوش مصنوعی: درگاه خداوند محل فرارست و خواستههایی است که به آنجا رجوع میشود، و همچنین مقام بلندی که مانند قبلهای میباشد و جهانیان را به عبادت و نماز در آن مشغول میکند.
با عدل او شبان عجب ارز آنکه گرگ را
در حفظ گوسفند کند از سگ امتیاز
هوش مصنوعی: در این بیت بیان شده است که عدالت خداوند به قدری شگفتانگیز است که حتی اگر گرگ بتواند از سگ در محافظت از گوسفند بهتر عمل کند، باز هم جای تعجبی ندارد. این نشاندهنده این است که در شرایط عادلانه، حتی موجودات مقتدر و خطرناک میتوانند به وظایف خود به درستی عمل کنند و به گوسفندانی که نیاز به محافظت دارند، کمک کنند.
در عهد او بقهقهه خندد ز خوشدلی
کبک دری چو بشنود آواز طبل باز
هوش مصنوعی: در زمان او، کبک دری از خوشحالی به شدت میخندد و نغمه طبل شکاری را میشنود.
از بیم تیغ هندی او در جهان کسی
جز چشم دلبران نکند عزم ترکتاز
هوش مصنوعی: به دلیل ترس از شمشیر او، در دنیا هیچکس به جز چشم دلبران تصمیم به لشکرکشی نمیگیرد.
از بوته هوان ندهد خصم را خلاص
تا سر بسان زر نبرد از تنش بگاز
هوش مصنوعی: از وضعیت سردرگمی، دشمن را رها نکن که تا سرش به طلا نرسد، از تنش جدا نخواهد شد.
از رغبتی که هست دل شاه را برزم
خندان لبست تیغش و رمحش در اهتزاز
هوش مصنوعی: دل شاه با علاقهای که دارد، بر زمین خندانی را میبیند که شمشیر و نیزهاش در حال نوسان است.
با اهتزاز و خنده که در تیغ و رمح اوست
باشد اجل ز حیرت ایشان در احتراز
هوش مصنوعی: با شادی و هیاهو در دستان او، زمان مرگ به حیرت مینگرد و از او دور میشود.
شاها چه گوید ابن یمین از جفای چرخ
دوران عمر کوته و شرح غمم دراز
هوش مصنوعی: ای شاه، ابن یمین چه بگوید از ظلم و بیرحمی زمان در عمر کوتاه و غمهای فراوانش.
با اینهمه بدیش چه غم زو که کار من
آخر نکو شدست بتوفیق کار ساز
هوش مصنوعی: با وجود همه مشکلات و ناملایماتی که دارم، جای نگرانی نیست، چون در نهایت کار من به خوبی به پایان میرسد و به مدد لطف الهی، همه چیز میتواند به سامان برسد.
شد خسروی مربی من کآفتاب وار
در سایه عنایت خود داردم بساز
هوش مصنوعی: مربی من به درستی مانند خورشید، با لطف و توجه خود، من را در سایه خود پرورش داد.
یعنی معز دولت و ملت که ملک را
باشد بخسرویش چو تن را بجان نیاز
هوش مصنوعی: به این معناست که کسی که حکومت و ملت را در دست دارد، باید مانند تن به جان نیاز داشته باشد، زیرا قدرت و عزت او به سلامت و قوام ملت وابسته است.
تا وقت سور و شیون از آواز ساز و سوز
دلرا رسد نوازش و جانرا بود گداز
هوش مصنوعی: تا زمانی که وقت شادی و جشن است، صدای ساز و احساسات دلسوز، نوازش و آرامش را به جان میآورد و سبب ذوب شدن جان میشود.
بنگاه دشمنان وی و بزم دوستان
خالی مباد یکدم از آواز سوز و ساز
هوش مصنوعی: نباید لحظهای از صدای خوش و دلانگیز دوری کنیم، خواه در جمع دوستان یا در مواجهه با دشمنان، بلکه باید همیشه در شادی و نشاط باشیم و محیط را زنده نگه داریم.