برگردان به زبان ساده
گر نگارم برقع از رخسار برگیرد همی
عالم جانرا بسحر یکنظر گیرد همی
هوش مصنوعی: اگر معشوقم حجابی را از چهرهاش بردارد، تمام جهان با یک نگاه او جان خواهد گرفت و سحر خواهد کرد.
هر که بیند خط مینا گون بگرد لعل او
در گمان افتد مگر طوطی شکر گیرد همی
هوش مصنوعی: هر کسی که خطی به رنگ مینا را ببیند، ممکن است فکر کند که آن لعل زیباست، اما طوطی فقط میتواند شکر را دریافت کند.
در توهم بوسه بر رویش نیارم زد از آنک
عارضش از نازکی ترسم اثر گیرد همی
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه از زیبایی چهرهات میترسم، جرأت ندارم بر لبت بوسهای بزنم، زیرا نازکی و ظرافت آن ممکن است خاطرهای در دل من باقی بگذارد.
گر خبر بودی ز خود دلرا اسیرش کی شدی
مشکلم اینست کو دل بیخبر گیرد همی
هوش مصنوعی: اگر از حال خود باخبر بودی، دل چگونه میتوانست اسیر عشق تو شود؟ مسألهی من این است که چگونه دل بیخبر، عشق را میپذیرد.
هر که پا در راه عشق آن پری پیکر نهد
شرطش آن باشد که اول ترک سر گیرد همی
هوش مصنوعی: هر کسی که در مسیر عشق آن معشوق زیبا قدم بگذارد، باید نخستین شرطش این باشد که از خودخواهی و سرکشی دست بردارد.
گفتمش آتش زنم از سوز عشقت در جهان
گفت پنداری مگر در مات در گیرد همی
هوش مصنوعی: به او گفتم از شدت عشق تو چقدر دلم میخواهد آتش در این دنیا بزنم. او پاسخ داد: آیا فکر میکنی که در این حالتی که در آن هستی، این کار ممکن است؟
زو نیارم شد جدا روز وداع از بهر آنک
از سرشکم سیل خونین رهگذر گیرد همی
هوش مصنوعی: در روز وداع، از آنجا که اشک من به شدت جاری میشود، نمیتوانم به سادگی از او جدا شوم و حجم خونین غم و اندوه را که در دلم هست، نادیده بگیرم.
میکند چندانکه میخواهد ستم بر عاشقان
وز شگرفی این گنه را مختصر گیرد همی
هوش مصنوعی: او به قدر کافی و به دلخواهش بر عاشقان ظلم میکند و میخواهد این گناه بزرگ را هر چه بیشتر کوچک و کماهمیت جلوه بدهد.
گر ستم زینسان بود زودا که چاکر بهر داد
راه درگاه شه جمشید فر گیرد همی
هوش مصنوعی: اگر این ظلم و ستم از سوی این افراد باشد، پس به زودی خدمتگزاران برای دریافت حق و داد به درگاه شاه جمشید مراجعه خواهند کرد.
شاه یحیی آنکه رأی او چو تیغ آفتاب
دارد آن قدرت که ملک بحر و بر گیرد همی
هوش مصنوعی: شاه یحیی کسی است که اندیشهاش مانند تیغ خورشید تیز و برنده است. او قدرتی دارد که میتواند بر روی دریا و خشکی تسلط پیدا کند.
و آنکه هر جا تاجداری پیش تختش بنده وار
دست بهر کسب عزت بر کمر گیرد همی
هوش مصنوعی: کسی که در هر مکان، وقتی تاجداری حاضر است، به نشانه احترام و کسب عزت با دست خود به کمر میپیچد.
و آنکه چون آرد عطارد مدحت او در قلم
خامه ورق از شهاب و از قمر گیرد همی
هوش مصنوعی: کسی که وقتی عطارد به نزد او میآید، ستایش او را در کاغذ با قلم مینویسد و از شهاب و ماه الهام میگیرد.
هر یکی از بندگانش را بود هنگام کار
آن توانائی که شاه تاجور گیرد همی
هوش مصنوعی: هر کدام از بندگانش در زمان کار، تواناییای دارند که بتوانند مانند شاهی با تاج به انجام وظایف خود بپردازند.
رایتش هر سو که رو آرد بفضل کردگار
لشکری دیگر زند ملک دگر گیرد همی
هوش مصنوعی: هر جا که فرمان او به پیش برود، به لطف خداوند، لشکری تازه تهیه میشود و سرزمین دیگری را به تصرف درمیآورد.
روبهی کز بارگاه او روان گردد بصید
چون بدو موسوم باشد شیر نر گیرد همی
هوش مصنوعی: اگر روباهی از دربار او بیرون برود و به شکار بپردازد، وقتی که به او شناخته شود، حتماً شیر نر را به دست خواهد آورد.
روز کین پنهان شود زو خصم چون اختر ز مهر
ور چو مهر از اختران بی مر حشر گیرد همی
هوش مصنوعی: در روزی که انتقام پنهان میشود، دشمن همچون ستارهای از خورشید پنهان میشود و زمانی که خورشید از ستارهها غایب گردد، در آن روز قیامت برپا خواهد شد.
چون کند پرواز باز رایتش آفاق را
همچو سیمرغ فلک در زیر پر گیرد همی
هوش مصنوعی: زمانی که پرندهای مانند باز به پرواز درمیآید، وسعت آسمان را زیر بالهای خود میگیرد، درست مانند سیمرغ که در آسمان پرواز میکند و همه چیز را در بر میگیرد.
وقت جود و گاه بخشش همچو ماه و آفتاب
عالمی را همتش در سیم و زر گیرد همی
هوش مصنوعی: زمانی که بخشش و generosity رخ میدهد، مانند نور ماه و خورشید، جهان را روشن و گرم میکند. در این زمان، افراد با نیت خوب و دست سخاوتمندانه میتوانند به دیگران کمک کنند و در این راستا به ثروتهای مادی اهمیت بیشتری میدهند.
ابر نیسانی مگر از بحر دستش برد آب
کز رشاش او صدف در و گهر گیرد همی
هوش مصنوعی: ابر نیسانی، مگر از دریا دستش آب بردارد تا اینکه از بارش او صدفها مروارید و سنگهای قیمتی بگیرند.
گر نسیم خلق او یابد گذر بر خاک چین
از غم آهو نافه در خون جگر گیرد همی
هوش مصنوعی: اگر نسیم وجود او بر خاک چین بگذرد، از غم آهو، دلش پر از خون خواهد شد.
شهریارا کمترین بندگان ابن یمین
از برای مدح تو چون خامه برگیرد همی
هوش مصنوعی: شهریار، کمترین بندهی ابن یمین برای ستودن تو همچون قلمی است که به دست میگیرد.
منشی دیوان گردون بس که گردد شرمسار
بفکند دیوان و دفتر راه در گیرد همی
هوش مصنوعی: منشی آسمان آنقدر شرمنده میشود که دفترها و اسناد را به زمین میریزد و به راه میافتد.
با چنین شعری که همچون صیت عالمگیر تو
تا بخاور از حدود باختر گیرد همی
هوش مصنوعی: این شعر اشاره به این دارد که شعر به اندازهای تاثیرگذار و مشهور است که از مرزهای جغرافیایی فراتر میرود و در سراسر دنیا شناخته میشود. این شعر مانند نام و شهرتی است که در هر ناحیهای از شرق تا غرب، شناخته شده و مورد توجه قرار میگیرد.
گر کنم دعوی که مدحی لایقت انشا کنم
خرده ها بر من خرد بیحد و مر گیرد همی
هوش مصنوعی: اگر ادعای کنم که برای تو ستایشی بنویسم، بسیاری از نقدها و ایرادها به من وارد خواهد شد و این موضوع به شدت مرا تحت فشار قرار میدهد.
تا نگردد بعد ازینت خاطر عاطر ملول
چاکر آن به کین سخن را مختصر گیرد همی
هوش مصنوعی: تا اینکه بعد از این، دل شاد و خوش حال نشود، بنده از کینه و دشمنی سخن را کوتاه میکند.
خوبتر باشد ثنا کآنرا دعا آید ز پی
بنده آن بهتر که راه خوبتر گیرد همی
هوش مصنوعی: بهتر است که ستایش کن و دعا کن برای کسی که از خداوند طلب یاری میکند، زیرا این عمل بهتر از آن است که فقط به خوبیها و راههایی که او میرود توجه داشته باشی.
تا خبر باشد که میآید امام منتظر
سر بسر آفاق را از خشگ و تر گیرد همی
هوش مصنوعی: هنگامی که امام منتظر ظهور کند، تمام نقاط جهان را از خشکی و رطوبت میگیرد و آنها را آگاه میسازد.
بادت آن قدرت ز حکم نافذت آفاق را
سر بسر همچون امام منتظر گیرد همی
هوش مصنوعی: باد تو آن چنان قدرتی دارد که با فرمان تو، دنیا را همچون امام منتظر در اختیار میگیرد و همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد.