برگردان به زبان ساده
حبذا بختی که ناگه گشت ما را رهنمای
بر در نوئین اعظم سرور فرخنده رای
هوش مصنوعی: چه خوب است که بخت ما ناگهان ما را به سرای بزرگ و محترم خوشبختی هدایت کرد.
خسرو عادل امیر شهنشان مولای بیگ
حارس ملک شهنشه حامی دین خدای
هوش مصنوعی: خسرو عادل، امیر بزرگ و سرآمدی است که حامی دین خدا و نگهبان سرزمین و ملت میباشد.
آنکه سیمرغ فلک از بیم تیر عدل او
دارد اندر گوشه چون زاغ کمان پیوسته جای
هوش مصنوعی: کسی که از ترس عدالت او، سیمرغ آسمان هم خودش را پنهان کرده و مانند زاغ در گوشهای نشسته است.
و آنکه اندر خیر و شر و نفع و ضر پیوسته هست
عقل پیرش رایزن بخت جوانش رهنمای
هوش مصنوعی: کسی که در تمام حالات خوب و بد و در مورد فایده و ضرر همیشه در حال فکر کردن است، عقل و تجربهاش به او مشورت میدهد و بخت و شانس جوانیاش او را راهنمایی میکند.
هر کجا شاهی پیاده همچو فرزین رخ نهند
در گریز ار پیلتن اسبت نهد در جنگ پای
هوش مصنوعی: هر جا که شاهی مانند فرزین به میدان بیفتد، اگر پهلوانی در جنگ به میدان بیاید، باید در آنجا احتیاط کرد و فرار کرد.
دشمنان و دوستانرا روز رزم و گاه بزم
عنف او شد عمر کاه و لطف او شد جانفزای
هوش مصنوعی: در روزهای جنگ و رویدادهای جشن، دشمنان و دوستان تحت تأثیر او قرار گرفتند. عمر سپری شده مانند کاه بیارزش شد و لطف او به گونهای بود که جانها را نیرو میبخشید.
ناله زیر و بم خصمش چو چنگ از بهر چیست
گر نه سر تا پای بند و زخم دارد همچو نای
هوش مصنوعی: نالهای که فرد در دلِ جدالش میزند، مانند صدای چنگ است. این صدا از چه چیزی ناشی میشود؟ چون او به تمام وجودش جراحت و زخم دارد، مانند نای که از آن صدا میآید.
کوتوال قلعه هفتم که کیوان نام اوست
هست کمتر خادمش بر درگه و پرده سرای
هوش مصنوعی: کوتوال قلعه هفتم، که نامش کیوان است، کمتر کسی را در درگاه و خانهاش به عنوان خادم میبیند.
بر تطاولهای رمحش نرم شد دشمن و لیک
سختش آمد سرزنش از زخم گرزسر گرای
هوش مصنوعی: دشمن که از طمع تیر و نیزههای او هراسان شده بود، به آرامی فروکش کرد، اما بر اثر ضربهای که از گرز به او خورد، نتوانست از سرزنش و انتقاد فرار کند.
هر که در ظل عقاب رایتش آرام یافت
ز آفتاب غم شد اندر سایه فر همای
هوش مصنوعی: هر کسی که در سایهی قدرت و حمایتی از دیگران به آرامش رسید، تحت تأثیر مشکلات و غمها قرار گرفت و در واقع از نور امید و خوشحالی دور شد.
گر بچشم احول اندازد نظر بروی سپهر
شاید ار بیند نظیر او جهانرا کدخدای
هوش مصنوعی: اگر چشمی نابینا به آسمان نگاه کند، شاید اگر به او نگاه کند، دنیای دیگری را مانند او نبیند.
ای سخی طبعی که سائل چون بدرگاهت رسد
از صریر در ندا آید بگوشش کاندر آی
هوش مصنوعی: ای سخاوتمند، هنگامی که درخواستکنندهای به درگاه تو میرسد، صدای نورستهای به گوشش میرسد که او را دعوت به ورود میکند.
از نهیب سایس عدل تو در عالم نماند
رهزن و خونخواره الا ساغر و بربط سرای
هوش مصنوعی: به دلیل تهدید و قوهی عدالت تو، در این دنیا دیگر خبری از دزدان و آدمکشها نیست و تنها چیزی که باقی مانده، میتوانید نوشیدنی و موسیقی را مشاهده کنید.
با ستیزه کاری طبع ار رسد فرمان تو
می نیارد گشت گرد کاه ازین پس کهربای
هوش مصنوعی: اگر طبع من به ستیزه و جدال برود، هرگز نمیتواند اطاعت کند، حتی اگر فرمان تو را بگیرد. از این به después، دیگر هیچ چیز نمیتواند او را از این مقام پایین بیاورد.
مادر گیتی سترون گر شود زین پس رواست
چون تو فرزندی چو دارد گود گر هرگز مزای
هوش مصنوعی: اگر مادر زمین دیگر ثمر ندهد، اشکالی ندارد، چون تو فرزندی مانند گود (گودال) داری و هیچگاه خاصیتی نخواهی داشت.
خسروا ابن یمین گر تربیت یابد ز تو
دیده گردون نبیند همچو او خسرو ستای
هوش مصنوعی: اگر فرزند یمین که خسرو است، از تو تربیت ببیند، آسمان هرگز موجودی چون او را نخواهد دید و ستایش او تمام نخواهد شد.
تا بود گلزار حسن دلبرانرا رنگ و بوی
از گل سیراب عارض و زدو زلف مشکسای
هوش مصنوعی: تا زمانی که باغ زیبایی و دلربایی وجود دارد، چهرهها و موهای سیاه و نرم همچنان از عطر و رنگ گلها سیراب خواهند بود.
غیرت باغ ارم یعنی جنابت باد و هست
از بتان حور پیکر چون بهشت دلگشای
هوش مصنوعی: غیرت باغ ارم نشان از زیبایی و جذابیت خاصی دارد، به طوری که هنگامی که نسیمی میوزد، جذابیت و دلربایی او چنان است که آدمی را به یاد بهشت میاندازد. این باغ پر از زیباییهای حور مانند است که دل را شاداب میسازد.
مهر و قهرت دوستان و دشمنانرا تا ابد
باد نوشی روحپرور باد زهری جانگزای
هوش مصنوعی: دوستی و دشمنیهای تو، چه در عشق و چه در خشم، برای همیشه روح را شاداب کند، اگرچه مانند زهر دردناک باشد.