برگردان به زبان ساده
به خلوت با خرد گفتم شبی کای پیر نورانی
توئی کت حل هر مشکل مسلم شد به آسانی
هوش مصنوعی: در یک شب خلوت با دانایی صحبت کردم و گفتم: ای روشن ضمیر، تو راه حل همه مشکلات را به سادگی نشان میدهی.
تو آن آئینه قدسی که شد صورتنمای حق
چه باشد از حقایق آن که تحقیقش نمیدانی
هوش مصنوعی: تو همان آئینهای هستی که تصویر خداوند در آن جلوهگر شده است. پس چه چیز از حقیقت وجود دارد که تو نتوانی به درستی آن را درک کنی؟
که را دانی درین دوران که فیض دست دربارش
بود کشت امانی را نکوتر زَابر نیسانی
هوش مصنوعی: در این زمان که نعمتها و برکتها در دست کسی است، شخص دانایی وجود دارد که بهتر از باران بهاری میتواند زندگی و نعمتها را به رشد و شکوفایی برساند.
خرد گفتا که در عالم بسی چون گوی سرگردان
بگشتم تا مگر یابم به دور چرخ چوگانی
هوش مصنوعی: خرد گفت: در این دنیای بزرگ مانند گوی سرگردان به دنبال هدفی گشتم، تا شاید در دور چرخ زندگی یک جایی پیدا کنم.
کریمی نامجوئی را که نزد همت رادش
ثناء ذکر باقی به بود از نعمت فانی
هوش مصنوعی: در این بیت به شخصی اشاره شده است که در نزد کسی به نام رادش، مورد تمجید و ستایش قرار گرفته و این ستایش از نعمتهای دنیوی و زودگذر فراتر است. در واقع، به این نکته اشاره میشود که ویژگیها و فضایل او به گونهای است که حتی از نعمتهای فانی دنیا نیز ارزشمندتر است.
ندیدم در جهان الحق بدین زیب و بدین زینت
مزین هیچ ذاتی را ز جمع انسی و جانی
هوش مصنوعی: من در هیچ جای دنیا ندیدم که چیزی به این زیبایی و زینت آراسته شده باشد، هیچ موجودی، چه انسان و چه جانور، از جمال و وجودش به این خوبی زینت یافته باشد.
بجز دارای ملک و دین امیر عالم عادل
محمد بیگ عبدالله مولای قهستانی
هوش مصنوعی: به جز ثروت و صفات نیک، امیر عالم و مرد دادگر، محمد بیگ عبدالله، مولای قهستانی است.
جهانگیری قضا قدرت جهانداری قدر مکنت
که میتابد چو نور از مه ز ذاتش فر یزدانی
هوش مصنوعی: این شعر به بیان قدرت و عظمت الهی میپردازد. شاعر به توصیف چگونگی تأثیر قضا و قدر در عالم هستی میپردازد و بیان میکند که همانطور که نور از ماه میتابد، قدرت و ثروت نیز از ذات خداوند نشأت میگیرد. به عبارت دیگر، همه چیز در جهان تحت تأثیر اراده الهی قرار دارد و این الهام و نور به تمام موجودات عالم سرازیر میشود.
سپهر از مهر و ماه آرد و قرص ماحضر برخوان
اگر قدرش رود روزی برین منظر به مهمانی
هوش مصنوعی: آسمان از خورشید و ماه تشکیل شده و ما در این ضیافت اگر قدر و منزلت خود را بشناسیم، روزی در این مهمانی حاضر خواهیم شد.
صبا از آتش طبعش به ظلمات ار برد دودی
به خدمت آب حیوانش نهد بر خاک پیشانی
هوش مصنوعی: نسیم با شعلهی ویژگیهایش اگر دودی بوجود آورد، آن را به خدمت حیوانش میآورد و بر خاک پیشانیاش میسازد.
گهی کاندر حدیث آید ز رشک گوهر لفظش
عجب نبود که بگدازد دگر پی در عمانی
هوش مصنوعی: گاهی در سخن، از حسادت و زیبایی کلام صحبت میشود. این موضوع چندان عجیب نیست که واژهها مانند جواهر درخشان شوند و بگذارند دیگران از نور آنها بهرهمند شوند.
چو خصم از بیم جود او زر رخساره وا پوشد
به روی کهرباگون برفشاند اشک مرجانی
هوش مصنوعی: وقتی دشمن از بخشندگی او میترسد، صورتش را میپوشاند و بر آن کسی که مانند کهربا رنگ است، اشکهای گرانبها میریزد.
جهاندارا توئی آنکس که داد ایزد ز لطف خود
ترا در مبدأ فطرت همه چیزی مکر ثانی
هوش مصنوعی: ای خداوند جهان، تو کسی هستی که خداوند از روی محبت و رحمت خود به تو عطا کرده است و در ابتداییترین و بنیادینترین حقیقت، همه چیز را به تو بخشیده است.
تو آن شاهی که بخشش را چو بگشائی در از همت
همه کان گهر بخشی چه باشد گوهر کانی
هوش مصنوعی: تو آن پادشاهی که وقتی بخشش را آغاز میکنی، به همه آنهایی که تلاش کردهاند، جوایزی ارزشمند میدهی. پس چه اشکالی دارد که در این حال، از تمام خزانهها و منابع، جواهرات و ثروتها را برای دیگران تقسیم کنی؟
ز فرط جود تست آنهم که تیغ از صحبت دستت
کند در وقت کین بر فرق دشمن گوهر افشانی
هوش مصنوعی: از فراوانی بخشش تو، حتی زمانی که با دشمنی روبرو میشوی، دستت از حرکت بازنمیماند و همچنان به او ضربه میزنی. انگار که در حین دشمنی، به دشمن خود جواهرات و ارزشها را میپاشی.
ز عدلت گشت عالم را چنان جمعیتی پیدا
که جز در زلف مهرویان نبیند کس پریشانی
هوش مصنوعی: به خاطر عدالت تو، جهانیان به گونهای متحد شدند که کسی جز در زلف زیبای معشوقان، پریشانی و آشفتگی نمیبیند.
اگر مسند نشین باشی چو خورشیدی به گردون بر
ورت بینند در میدان به مردی پور دستانی
هوش مصنوعی: اگر در جایگاه بالایی قرار داشته باشی، مانند خورشید بر آسمان، همه تو را در میدان جنگ خواهند دید و احترام خواهند گذاشت.
ترا با اینچنین رائی که آصف زو برد خجلت
شود بی منت خاتم به کف ملک سلیمانی
هوش مصنوعی: با چنین نظرات و افکار که مانند آصف است، خجالت میکشی از اینکه بیهیچ زحمتی انگشتری به دست داشته باشی که مربوط به ملک سلیمان است.
خرد را اینقدر قدرت نیامد بس شگفت از تو
که گر خواهی قضای بد ز گردون باز گردانی
هوش مصنوعی: خرد تو چنان قدرتی ندارد که اگر بخواهی، سرنوشت بدی که از آسمان میآید را تغییر دهی.
قدم در ملک دشمن نه که سوی تختگاه او
به رسم تاختن چون تو عنان عزم جنبانی
هوش مصنوعی: به سرزمین دشمن پا نگذار، زیرا اگر بخواهی به کاخ او نزدیک شوی، مانند اسبی که با شتاب حرکت میکند، خود را به خطری بزرگ میاندازی.
اگر خواهد عدو ورنه نثار خاک پایت را
ز چرخ درفشان پاشَد به ره یاقوت رمانی
هوش مصنوعی: اگر دشمن بخواهد، به جای انجام کارهای زشت و ناروا، میتواند خاک پای تو را با یاقوتی درخشان بپوشاند.
اگر صاحب کمالی هست در عالم توئی اکنون
بر این معنی که میگویم دلیلی هست و برهانی
هوش مصنوعی: اگر در این دنیا کسی به کمال و فضیلت دست یافته، آن شخص تو هستی. اکنون هر آنچه که میگویم، دلیلی و برهانی برای آن وجود دارد.
ترا با عفت و حکمت شجاعت هست و زر پاشی
در اینها منحصر بینم کمال نفس انسانی
هوش مصنوعی: تو را با شخصیت عفیف و دانا میبینم که شجاعت نیز داری و هر دو ویژگی به تنهایی کافی نیست، بلکه همه اینها را در کنار هم میتوان کمال انسانیت تو دانست.
به ظاهر گر چه محرومم ز عز پایبوس تو
ولی ابن یمین هستت ز جان داعی پنهانی
هوش مصنوعی: اگرچه از نظر ظاهری، من از افتخار بوسیدن پای تو محروم هستم، اما در باطن، جانم به عشق تو دعوت میشود و دلیلی بر این محبت پنهان دارم.
نمیگردد ز بخت بد دمی غایب ز فریومد
به معنی گنج آبادست اندر کنج ویرانی
هوش مصنوعی: بخت بد هیچ وقت نمیگذارد که انسان لحظهای از مشکلات و سختیها دور بماند. اگرچه مکانهای ویران و نابسامان به نظر میرسند، اما در دل آنها ممکن است گنجی ارزشمند نهفته باشد.
ندارد جز هوای آن که بوسد خاک پای تو
بود کاندر دلش آتش به آب لطف بنشانی
هوش مصنوعی: هیچ چیز جز اشتیاق به بوسیدن خاک پای تو در دلش نیست و اگر محبت تو را به او ببخشی، آتش عشق در وجودش شعلهور میشود.
بر آنم من که میدانی تو هم اخلاص من زیرا
ز عنوان نامه تقدیر را مضمون همی خوانی
هوش مصنوعی: من قصد دارم به تو بگویم که میدانی من تا چه اندازه نسبت به تو صادق و مخلص هستم، زیرا از محتوای نامه و موضوع آن این نکته را درمییابی.
گرش دولت دهد یاری ازین پس تا بود زنده
به درگاه محمد بر به پا استد به حسانی
هوش مصنوعی: اگر دولت به او یاری کند، تا زمانی که زنده است، در پیشگاه محمد با شرافت و احترام ایستاده است.
سخن تطویل مییابد برینش میکنم کوته
که شاها تا جهان باشد ترا بادا جهانبانی
هوش مصنوعی: من سخن را طولانی نمیکنم و آن را کوتاه میگویم: ای شاه، تا زمانی که دنیا برقرار است، تو باید نگهبان و حامی آن باشی.