برگردان به زبان ساده
باز آمدم بحضرت سلطان دین پناه
خورشید خسروان جهان سایه اله
هوش مصنوعی: من دوباره به حضور پادشاهی که دین را پناه میدهد و مانند خورشیدی درخشان در آسمان سلطنت است، بازگشتهام.
نی من بخود بچنین منزلت رسم
مشکل توان رسید ز ماهی بر اوج ماه
هوش مصنوعی: به سختی میتوان به چنین جایگاه بلندی دست یافت، حتی اگر مانند ماه، در اوج خود باشی.
گر جذبه عنایت دارای کشورم
سوی جناب خود ننمودی بلطف راه
هوش مصنوعی: اگر توجه و عنایت تو به سرزمین من نمیبود، با لطف و مهرت به من راه نمینمایاندی.
همچون منی پیاده ز اسب مراد خویش
فرزین صفت چگونه شدی همنشین شاه
هوش مصنوعی: مانند من، که در پی رسیدن به آرزوی خود از اسب پیاده شدهام، تو چگونه به دوستی با پادشاه رسیدهای؟
شاهنشه زمین و زمان تاج ملک و دین
کافسر ازوست سرور و ثابت بدو است گاه
هوش مصنوعی: در این بیت به عظمت و مقام بلند یک پادشاه اشاره شده است. او فرمانروای زمین و زمان است و تاج و تخت او نماد حکومت و دین است. همچنین بیان میشود که در حقیقت، قدرت و ثبات او به خاطر وجود اوست و جایگاهش در جهان محکم و استوار است.
فرماندهی که رأی وی ار اقتضا کند
دانند اهل عقل که بی هیح اشتباه
هوش مصنوعی: فرماندهای که تصمیماتش بر اساس عقل و منطق گرفته میشود، بر همه روشن است که هیچ خطایی در کار او وجود ندارد.
مانند عزل اگر چه بود بر خلاف طبع
ماه از تعرض قصب و کهربا ز کاه
هوش مصنوعی: اگرچه ماه در آسمان بهدلیل ویژگیهای خاص خود همواره زیباست، لیکن گاهی اوقات در برابر عوامل دیگر مانند نی و کهربا، که به نوعی عناصری طبیعیاند، آسیب میبیند و زیباییاش تحت تاثیر قرار میگیرد. این نشاندهنده این است که حتی چیزهای زیبای طبیعی نیز میتوانند تحت تاثیر عواملی غیرقابل پیشبینی قرار گیرند.
دعوی شهریاری عالم بانفراد
ز آنش مسلمست که عدلش بود گواه
هوش مصنوعی: ادعای حکومت فردی بر جهان به دلیل وجود عدل او، به وضوح خود را نشان میدهد.
هر صنف آدمی که بجویند بر درش
صف بر صف ایستاده بود غیر دادخواه
هوش مصنوعی: هر گروهی از مردم که بخواهند به دنبال او بروند، در مقابل درش صف کشیدهاند، به جز کسانی که از او درخواست عدالت دارند.
چون کاه سر سبک بود از باد عفو او
از کوه اگر بوزون گرانتر بود گناه
هوش مصنوعی: وقتی که کاه به خاطر سبکیاش از باد به پرواز درمیآید، از طرف دیگر اگر گناهی از دل کوهی سنگینتر باشد، عفو و بخشش الهی میتواند آن را سبک کند.
حاسد کجا بپایه قدرش همیرسد
کی سرکشی بسدره و طوبی کند گیاه
هوش مصنوعی: حسود هیچگاه به اندازه و مقام شخص بافضیلت نمیرسد، زیرا او مانند گیاهی است که به جای رشد و شکوفایی، فقط درختان سرسبز و خوشبو را آزار میدهد.
هر کس که بنده وار کمر بست بر درش
بربود از سر شه سیارگان کلاه
هوش مصنوعی: هر کسی که با صداقت و بندگی، خود را آماده خدمت کرد، از عظمت او مطلع و بینصیب نخواهد ماند و مقامش به اوج خواهد رسید.
دانی که زنگ آینه آسمان ز چیست
ز آن کز دل عدوش بگردون رسید آه
هوش مصنوعی: میدانی صدای زنگدار آسمان به چه دلیل است؟ این صدا از آنجا ناشی میشود که آه دل معشوق به آسمان رسیده است.
صد ره کشید سرزنش گرز او عدو
وز بخت بد نمیشودش یکره انتباه
هوش مصنوعی: بسیار بارها سرزنش و انتقاد دشمن او را تحمل کرد، اما با بدشانسی، نتوانست یکبار هم از آن وضعیت غمانگیز نجات یابد.
عین عنایت ازلی یار بس بود
از قاف تا بقاف عدو گر کشد سپاه
هوش مصنوعی: محبت و توجه الهی یار به قدری کافی است که دشمنان هرچقدر هم که سپاه بکشند، نگران نباشیم، از ابتدا تا انتها حمایت وجود دارد.
شاها توئی که جمله شاهان روزگار
سایند بر جناب تو بهر شرف جباه
هوش مصنوعی: ای پادشاه بزرگ، تو آنی که همه شاهان زمان برای احترام به مقام تو سر تعظیم فرود میآورند.
در دین و ملک تیغ تو حصنی است آهنین
گوهر ز بیم جود تو بروی برد پناه
هوش مصنوعی: تیغ تو در دین و کشور مانند دژی مستحکم و نیرومند است و به خاطر سخاوت و generosity تو، افرادی که از ترس به تو پناه میآورند، احساس امنیت میکنند.
کلک ترا ز منشی دیوان اختران
جز عبده خطاب نمیآید و فداه
هوش مصنوعی: تمامی زیباییهای تو تنها به منشی دیوان آسمانها میرسد و جز عبده (بنده) خطاب نمیشود و من فقط به فدای تو هستم.
ابن یمین چو رفعت قدرت بیان کند
شعری بشعر او نرسد در علو جاه
هوش مصنوعی: ابن یمین وقتی توانایی بیان خود را نشان میدهد، شکوه و عظمت شعرش به حدی است که هیچ شعری به پای آن نمیرسد.
از یمن مدح تست که شعریست بنده را
راحت فزای چون می صافی و رنج کاه
هوش مصنوعی: فضل و ستایش تو باعث شده است که شعر من به زندگیام شادی و آرامش ببخشد، مانند شراب خالص که درد و رنج را کاهش میدهد.
دانم نکو طریق سخن گستری ولیک
در من فلک بچشم حسادت کند نگاه
هوش مصنوعی: میدانم که چطور میتوان خوب سخن گفت، اما به نظر میرسد که آسمان به من به چشم حسادت نگاه میکند.
دریای خاطرم گهر افشان و من ز فقر
در آب چشم خویش چو کشتی کنم شناه
هوش مصنوعی: در ذهن من، دریا پر از جواهرات خاطرات است و من از روی فقر، در اشکهای خود به مانند یک کشتی شنا میکنم.
فریاد من رس ایشه عالم که دست آن
داری که داریم ز جفای فلک نگاه
هوش مصنوعی: صدای من به گوش جهانیان میرسد که تو، با وجود آنکه بر ما ظلم کردهای، هنوز در دستانت قدرتی دارم.
تا صبح و شاه مفتتح روز و شب بود
تا شام با صفا نبود همچو صبحگاه
هوش مصنوعی: تا زمانی که روز و شب آغاز میشوند، تا شب هنگام به زیبایی صبحگاه نمیرسد.
هر روز خصم تو که همی آورد بشب
بادا بسان شام رخ روز او سیاه
هوش مصنوعی: هر روز دشمن تو به مانند شب میآید و چهره روز او را در تیرگی فرو میبرد.