برگردان به زبان ساده
اگر بیابم از آن ترک دلستان بوسه
ز حور یافته باشم درینجهان بوسه
هوش مصنوعی: اگر بتوانم از آن معشوق دلربا بوسهای بگیرم، گویی در این دنیا بوسهای از حوریان بهشت یافتهام.
بر آسمان لطافت مهی است عارض او
خوشا اگر دهد آن ماه آسمان بوسه
هوش مصنوعی: در آسمان، نرمی و زیبایی ماهی وجود دارد. خوشحال میشوم اگر آن ماه آسمان را بوسهای بدهد.
گر آشکار نکردی ز ناز کی رخ او
نشان بوسه برو داد می نهان بوسه
هوش مصنوعی: اگر زیباییات را با ناز نشان ندادهای، چگونه میتوانم بگویم که عشق تو مثل بوسهای پنهان است؟
بخواب لعل لبش را نهان ببوسیدم
هنوز در سخنم هست ذوق آن بوسه
هوش مصنوعی: در خواب، لبهای سرخ او را به آرامی بوسیدم و هنوز هم لذت آن بوسه در گفتارم وجود دارد.
سئوال کردم ازو بوسه ئی جوابم داد
که کس نخواست ز خوبان برایگان بوسه
هوش مصنوعی: از او پرسیدم درباره بوسهای، و او جواب داد که هیچکس از زیباها، بدون درخواست، بوسهای نمیدهد.
بجان ازو بخرم بوسه لیک میگوید
بدین بها نفروشم من ایفلان بوسه
هوش مصنوعی: میخواهم جانم را بخرم و تنها یک بوسه از او بگیرم، اما او میگوید که با این قیمت حاضر نیست چنین چیزی را بفروشد.
جمال دوست چو شمع است و من چو پروانه
شگفت نیست کزو میخرم بجان بوسه
هوش مصنوعی: زیبایی محبوب مانند شمعی است و من به مانند پروانهای هستم که به دور آن میچرخد. جای شگفتی نیست که برای بوسهاش جانم را فدای او میکنم.
بپایبوس شدم زو چو زلف او قانع
چو بخت آن نه که یابم از آن دهان بوسه
هوش مصنوعی: من در برابر او به احترام ایستادهام، چون زلف او مرا راضی کرده است. خوشبختی من این نیست که از آن لبها بوسه بگیرم.
چو چشم من دهنم گشت پر گهر ز آندم
که داد برکف دستور کامران بوسه
هوش مصنوعی: زمانی که چشم من پر از گوهری شد، این احساس نشات گرفته از لحظهای بود که بر دستم دستور رسید تا کامران را بوسهای بدهم.
وزیر شاهنشان آصف سلیمان فر
که خاک در گه او داد انس و جان بوسه
هوش مصنوعی: وزیر بزرگ شاه سلیمان، آصف، که به خاطر او جان و دل به خاک بوسه میزنند.
علاء دولت و ملت که پیش دست و دلش
همی دهند بتعظیم بحر و کان بوسه
هوش مصنوعی: عظمت و مقام دولت و ملت به میزانی است که همگان با احترام و دقت به او نزدیک میشوند و مانند دریایی که به او بوسه میزنند، در برابرش خضوع میکنند.
بسان بحر توانگر شود به در سائل
گرش بخواب دهد دست درفشان بوسه
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد از دریا بهرهمند شود، باید در خواب به او میسر شود که دستی پر از نعمت به او بیفشاند و او را دریابد.
دهد ز معدلتش شیر چشم آهو را
چو عاشقی لب معشوق مهربان بوسه
هوش مصنوعی: چشم آهو مانند شیر از زیبایی معشوق به بوسهای میرسد، که شبیه عاشقی است که به معشوق مهربان خود محبت میکند.
عروس مملکتش در حباله ز آن آمد
که داد بر لب تیغ و سر سنان بوسه
هوش مصنوعی: عروس کشورش به خاطر این که مهر و محبتش را با طعنه و خطرات نشان داد، از سوی او نیز مورد توجه و ملتداری قرار گرفت.
بدیده باز نهد خصم نوک پیکانی
که یافت در کفش از قبضه کمان بوسه
هوش مصنوعی: در اینجا، دشمن با چشم باز و هوشیاری به سوی شخصی حمله میکند و به نوعی نشان میدهد که او سلاحی را در دست دارد که یادآور یک لحظه نزدیک به مرگ یا خطر است. این تصویر به نوعی به وجود تهدید و مبارزه اشاره دارد که در آن دشمن آماده است تا حمله کند و در عین حال، نشاندهنده درک عمیق از موقعیت و واکنشی است که خود فرد نیز باید در برابر خطر، از خود نشان دهد.
بدان امید مه نو شود رکاب آسا
که تا دهد بهوس پاش ناگهان بوسه
هوش مصنوعی: بدان که امید به ماه نو مانند رکاب سوار است که ناگهان میتواند با عشقی نافذ و دلربا ما را شگفتزده کند و به سمت خود بکشاند.
شدست دری اکلیل آسمان میخی
که داد بر سم اسب خدایگان بوسه
هوش مصنوعی: دریا به مانند تاجی در آسمان است، میخی که بر سم اسب خدایان بوسه میزند.
زهی جناب تو در رفعت آنچنانک فلک
ز آستانش نیابد بصد قران بوسه
هوش مصنوعی: شما چنان با عظمت و بلندمرتبهاید که آسمان نیز از درگاه شما به اندازه صد سکّه، نمیتواند بوسهای نهید.
ز کاینات اگر بگذرند وهم و خیال
گمان مبر که دهندت بر آستان بوسه
هوش مصنوعی: اگر از عالم و کائنات فراتر بروی، نیندیش که خیال و وهم به تو عشق ورزند یا تو را بر خاک درگاه خود بوسه دهند.
سپهر پیر از آن سر نهد ترا بر پای
که داد دست ترا بخت نوجوان بوسه
هوش مصنوعی: آسمان کهن به تو کمک میکند تا دوباره سر پا شوی، زیرا دست تقدیر جوانیات را مورد نوازش قرار داده است.
زبان خامه سخن گوید ار سرش ببری
بدانسبب که ترا داد بر بنان بوسه
هوش مصنوعی: اگر قلم زبان داشته باشد، میتواند سخن بگوید، حتی اگر سرش را ببری؛ زیرا تو به آن بخشیدی که بر لبانت بوسهای زدهای.
سزد که خرده نگیری شها بر ابن یمین
که در جناب تو آورد بر زبان بوسه
هوش مصنوعی: شایسته است که بر ابن یمین خرده نگیری، زیرا او در وصف تو نام بوسه را بر زبان آورده است.
دلم ببوسه خوبان نه مایلست ولیک
ردیف مدح تو کردم بامتحان بوسه
هوش مصنوعی: دل من تمایل ندارد که خوبان را ببوسد، اما در سرودن ستایش تو امتحان کنم و بوسهای بزنم.
همیشه تا ندهد آهن لکام هوان
بزیر زین کسی اشهب زمان بوسه
هوش مصنوعی: هیچگاه تا زمانی که آهن در زیر بار نرمی نگیرد، نمیتوان به کسی با احترام و محبت نزدیک شد.
بزیر زین تو باد ابلق سپهر چنانک
گهت رکاب دهد مهرو گه عنان بوسه
هوش مصنوعی: زیر ستمت، آسمان مانند اسبی ابلق است که گاهی محبت و گاهی بوسه میدهد و تو را به جلو میبرد.