برگردان به زبان ساده
زهّاد و عُجب و گوشهٔ محراب و کار خویش
ما و نیاز قبلهٔ ابروی یار خویش
هوش مصنوعی: زاهدان و کسانی که به خودپسندی مشغولند، در گوشهٔ عبادتگاههای خود به کارهایشان مشغولند، اما ما به نیاز و توجه به معشوق خود میپردازیم.
ما را نسیم طرّهٔ خوبان به باد داد
هان تا به باد بر ندهی روزگار خویش
هوش مصنوعی: نسیم خوشایند موهای دلربای زیباییها ما را به سمت خود کشانده است، اما مراقب باش که روزگارت را به باد ندهی.
ما را چه اختیار اگر بخت یار نیست
آری به اختیار کشد بختیار خویش
هوش مصنوعی: ما چه قدرتی داریم اگر بخت و اقبال با ما نیست. البته اگر بخت خوب باشد، خودش ما را به مسیر درست هدایت میکند.
گفتم که جان نثار تو کردم قبول کن
گفتا که چشم نیست مرا بر نثار خویش
هوش مصنوعی: به کسی گفتم که جانم را به خاطر تو فدای تو کردم، او پاسخ داد که من نمیتوانم چشم به فدای تو داشته باشم.
با خاک آستانه چو کردی برابرم
سر بر فلک کشیدهام از اعتبار خویش
هوش مصنوعی: وقتی بر خاک در آستانه تو سر میگذارم، از عظمت و مقام خود به اوج میرسم و مانند ستارهای که به آسمان میدرخشد، بلند میشوم.
من صید لاغرم به کمند تو پایبند
بگشای دست و روی متابَش شکار خویش
هوش مصنوعی: من شکار لاغری هستم که به دام تو گرفتار شدهام. دستت را باز کن و به سمت شکار خودت نرو.
ساقی می صبوح به ابن حسام ده
بشکن خمار او به می خوشگوار خویش
هوش مصنوعی: ای ساقی، می گوارا را به ابن حسام بده و خواب او را با نوشیدنی خوشگوار بشکن.