برگردان به زبان ساده
صبا نشان غبار دیار یار بپرس
دوای چشم ضرر دیده زان غبار بپرس
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی را بفرست تا از غبار دیار محبوب بپرسد که درمان چشمانم که از دیدن آن غبار آسیب دیدهاند چیست.
هزار بار گر از یار بر دلم بیش است
به جان یار که او را هزار یار بپرس
هوش مصنوعی: اگر هزار بار هم یاد محبوب را در دل خود حس کنم، باز هم به خاطر جان او، از هزاران محبوب دیگر میپرسم.
ز زلف دوست که مجموع او پریشانیست
حکایت من آشفته روزگار بپرس
هوش مصنوعی: از زلف دوست که خود نمادی از آشفتگی و بینظمی است، از او درباره حال و روز پریشان من بپرس.
حدیث دیده ی بی خواب من ز درد فراق
از آن دو نرگس خوش خواب پر خمار بپرس
هوش مصنوعی: از چشمهای بیخوابم که از درد دوری آن دو نرگس زیبا رنج میکشم، بپرس.
مرا که زار شدم ز آرزوی دیدن دوست
تن نزار مرا بین و زار زار بپرس
هوش مصنوعی: من که به خاطر آرزوی دیدن دوست، بسیار نزار و بیمار شدم، حالا مرا ببین و با حال زارم سوال کن.
بر آن قرار که دادی مرا به پرسیدن
تلطفی کن و روزی بر آن قرار بپرس
هوش مصنوعی: به آن عهدی که به من دادی، لطفی کن و در روزی مشخص از من بپرس.
علاج درد دل مستمند ابن حسام
از آن مفرح یاقوت آبدار بپرس
هوش مصنوعی: برای درمان درد دل کسی که نیازمند است، از آن یاقوت زیبا و تند آب بپرس.