برگردان به زبان ساده
نگار من که میان بستهام به خدمت او
هزار شکر که مستظهرم به همَّت او
هوش مصنوعی: عشقم را که در خدمت او قرار دادهام، با کمال سپاسگزاری به خاطر اینکه به یاری او حمایت شدهام.
اگرچه در قدمش همچو سایه بیقدرم
ز فرق ما مرواد آفتاب دولت او
هوش مصنوعی: با اینکه من در کنار او هیچ ارزشی ندارم و مانند سایهای بیقدرم هستم، اما آفتاب خوشبختی او هرگز بر ما نمیتابد.
لبش به دور ازل جرعهای به ما بخشد
نمیرود ز مذاقم هنوز لذت او
هوش مصنوعی: او لبخندی از قدیم به ما میبخشد و هنوز طعم خوش آن لبخند از خاطر من نرفته است.
اگرچه در لبش آب حیات موجود است
بسوخت سینهٔ من زآتش محبت او
هوش مصنوعی: با اینکه او دارای زیبایی خاصی است و وجودش زندگیبخش است، اما عشق او باعث سوزش و درد در دل من شده است.
بدین قدم نتوانم که راه او پویم
بدین زبان نتوانم شمرد نعمت او
هوش مصنوعی: با این قدم نمیتوانم به سوی او بروم و با این زبان نیز نمیتوانم نعمتهای او را بشمارم.
کدام سر که توانم فکند در پایش
کدام دیده که بینا شود به طلعت او
هوش مصنوعی: آیا کسی را میشناسی که بتوانم سر خود را در برابر او بگذارم؟ آیا چشمی وجود دارد که بتواند زیبایی او را ببیند؟
حواله گر به سوی کعبه گر خرابات است
تو دم مزن که برون نیست از مشیَّت او
هوش مصنوعی: اگر بندهای به سوی کعبه اشاره کند و در عین حال در خمرخانه باشد، زود زبان به اعتراض نزن چون همهچیز تحت اراده و فرمان اوست.
مراد گوشهنشینان نعیم حور و قصور
مراد ما همه او هرکسی و نیّت او
هوش مصنوعی: منظور افرادی که در عزلت نشستهاند، نعمتی همچون حور و قصرهاست، اما آرزوی ما تماماً به خود او برمیگردد و هر فردی نیز به نیت خود توجه دارد.
ز یمن موکبش ابن حسام زنده شود
گر اتّفاق گذر افتدش به تربت او
هوش مصنوعی: اگر کسی به زیارت قبر ابن حسام برود و از کنار آن بگذرد، حیات و برکت به او خواهد رسید.