برگردان به زبان ساده
بس که یاد آن لب و دندان چون دُر میکنم
دامن از اشک چو مروارید تر پُر میکنم
هوش مصنوعی: من آنقدر به یاد آن لبها و دندانهای زیبا فکر میکنم که دامنم از اشکهایم پر میشود و این اشکها مانند مروارید درخشان هستند.
سالها سودای ابروی تو در سر داشتم
بار دیگر آن خیال کج تصور میکنم
هوش مصنوعی: سالها در آرزوی ابروی تو بودم، اما حالا دوباره آن تصور نادرست را در ذهنم میپرورانم.
از وجودم تا عدم مویی نماند در میان
در میانه چون به باریکی تفکُّر میکنم
هوش مصنوعی: وجود من و عدم مطلق فاصلهای ندارند و به قدری این فاصله باریک است که تنها به اندازه یک مو باقی نمانده است، زیرا هر بار که به عمیقتر شدن در فکر و اندیشه میپردازم، این فاصله به نظر کمتر و کمتر میرسد.
باد را مگذار بر زلفت وزیدن زانکه گر
در سر زلف تو پیچد من تغیُّر میکنم
هوش مصنوعی: باد را نذار به گیسوانت وزیدن، چون اگر به گیسوانت برسد، من دچار تغییر و دگردیسی میشوم.
گر دهی فخرم به مقدار سگان کوی خویش
من بدین مقدار بسیاری تفاخُر میکنم
هوش مصنوعی: اگر به من بگویی که به اندازهی سگهای محلهات به خود ببال، من هم به همین اندازه به خود میبالم و افتخار میکنم.
تا شود پروانه شمع رخت ابن حسام
روی سوی روشنایی چون سمندُر میکنم
هوش مصنوعی: برای اینکه پروانهای شوم در نزدیکی شمع زیبایی تو، به سمت روشنی میروم، مانند سمندری که به آب میزند.
جبرئیل از منتهای سدره آمین میکند
چون دعای شاه عادل بایسنقر میکنم
هوش مصنوعی: جبرئیل در بالاترین نقطه سدره، به دعاهای کسی که در مقام شاه عادل است، پاسخ میدهد و به او آمین میگوید.