برگردان به زبان ساده
بیا بیا که دل بسته را گشاد دهیم
بیار باده که غم های دل به باد دهیم
هوش مصنوعی: بیا که ما دلهایی را که گرفتار شدهاند آزاد کنیم. بیا شراب بیاور که غم و اندوههای دل را به فراموشی بسپاریم.
غمی که مونس دیرینه بود در دل ما
اگر ز یاد برفت آن غمش به یاد دهیم
هوش مصنوعی: اگر غمی که مدتها در دل ما بوده و با ما آشناست دیگر به یاد نیاید، آن را دوباره به یاد خواهیم آورد.
به وقت نزع فریدون نگر به سام چه گفت
که وقت شد که قبادی به کیقباد دهیم
هوش مصنوعی: در زمان مرگ فریدون، سام به او گفت که اکنون زمان آن رسیده است که سلطنت را به کیقباد، نوهاش، بسپاریم.
روان خفته ی نوشیروان چه می گوید
که بهتر است که انصاف و عدل و داد دهیم
هوش مصنوعی: روان خفته نوشیروان چه سخنی دارد که بهتر است ما به عدالت و انصاف رفتار کنیم.
زبان بسته ی طایی به رهروی خوش گفت
که توشه ای بطلب تا که مات زاد دهیم
هوش مصنوعی: زبان بسته ی طایی به مسافری خوش صحبت کرد و گفت: «تلاشی کن و چیزی بیاور که ما هم بتوانیم از آن بهره ببریم و زندگی کنیم.»
سروش غیب ندا می کند به ابن حسام
که ناامید چرایی که ما مراد دهیم
هوش مصنوعی: صدای غیبی به ابن حسام میگوید که ناامید نباش، زیرا ما میتوانیم آرزوهایت را برآورده کنیم.
همین کرشمه تمامم که دوش ساقی گفت
وظیفه ای است مقرر ترا زیاد دهیم
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این موضوع میپردازد که زیبایی و جذابیت خاصی که شب گذشته از ساقی شنیده شده، به نوعی وظیفهای تعیینشده است که برای بیشتر کردن آن جذابیت، باید بیشتر به آن توجه شود. در واقع، این جمله به نوعی بیانگر تاثیر زیباییهای ظاهری و کلامی بر روح و روان انسان است.