برگردان به زبان ساده
ما به گلزار عذارت همه در بستانیم
از خیال می لعلت همه سر مستانیم
هوش مصنوعی: ما در باغ زیبایی تو، همه شاد و سرحال هستیم و از فکر زیبایی لبخندت همه مست و خوشحال شدهایم.
نیم جانیست که در پای تو انداخته ایم
نیست لایق چه توان کرد تهیدستانیم
هوش مصنوعی: ما فقط مقداری از جان خود را در پای تو گذاشتهایم و این اندک هم ارزش چندانی ندارد؛ چه میتوانیم بکنیم ما در شرایطی هستیم که به هیچچیز دسترسی نداریم.
چهره بنما که چو صبحم نفسی بیش نماند
کان نفس را ز سر صدق بر آن افشانیم
هوش مصنوعی: نمایش چهرهات را بر ما بنما، زیرا من همچون سپیدهدم بیشتر زمانی برای نفس کشیدن ندارم. آن نفس را با صدق و خلوص از سر دلم بر تو نثار میکنم.
گر به سودای تو در پای بگردد سر ما
تو مپندار که از پای تو سر گردانیم
هوش مصنوعی: اگر به خاطر عشق تو پای ما سست و متزلزل شود، فکر نکن که به خاطر تو از این راه منحرف میشویم.
ما به امید تو از راه دراز آمده ایم
سر مگردان که چو زلفت همه سرگردانیم
هوش مصنوعی: ما به خاطر امید تو از مسیر طولانی آمدهایم، پس لطفاً سر خود را بر نگردان که مانند زلفهای تو، همه ما در سردرگمی هستیم.
شعله ی آتش دل هستی ما پست کند
گر نه هرلحظه به آب مژه اش بنشانیم
هوش مصنوعی: شعلهی عشق و احساس در دل ما اگر خاموش نشود، هر لحظه با اشکهای خود آن را فرو نخواهیم نشاند.
پیشتر زان که فلک داد ز ما بستاند
ساقیا باده که ما داد ازو بستانیم
هوش مصنوعی: قبل از این که تقدیر از ما چیزی بگیرد، ای ساقی، شراب بیاور تا ما از آن نوشیدنی لذت ببریم.
ما که پیمان وفا با سر زلفت بستیم
به وفای تو که هم بر سر آن پیمانیم
هوش مصنوعی: ما که با زیباییهای تو پیمان وفاداری بستهایم، به همین خاطر به همان پیمان پایبندیم.
حالیا در صفت حسن تو چون ابن حسام
در کتب خانه ی عشقت ورقی می خوانیم
هوش مصنوعی: اکنون مانند ابن حسام در کتابخانه عشق تو مشغول به مطالعه ویژگیهای زیبایی تو هستیم.