برگردان به زبان ساده
رشک می آیدم ز پیرهنت
که زندبوسه هر زمان به تنت
هوش مصنوعی: من از پیراهنت حسرت میخورم که هر لحظه به بدنت بوسه میزند.
مده از پیرهن به تن آزار
نکنم چاک دل چو پیرهنت
هوش مصنوعی: من به خاطر دلتنگیام، هرگز آزار نمیرسانم و بر خلاف احساساتم، نمیخواهم لباسی که به تن دارم (پیرهن)، آزارم دهد.
می درد پیرهن ز غنچه صبا
دیده بی پرده تاگل بدنت
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی همچون غنچهای در حال شکفتن، پوشش گل را به آرامی کنار میزند و زیبایی تو را بدون هیچ پوششی به نمایش میگذارد.
مرغ دل را کنی ز دانه خال
بسته دام زلف پر شکنت
هوش مصنوعی: اگر دل پرندهٔ محبت را از دانهاش جدا کنی، دام زلف پرشکنت تو را اسیر خواهد کرد.
بر لب چشمه بقا خضر است
یا که خال است گوشه دهنت
هوش مصنوعی: آیا در کنار چشمهی زندگی، خضر وجود دارد یا اینکه آن نقطهی سیاه، خال روی لب توست؟
جان به رنج از ترنج غبغب تو
دل پر آسیب سیب بر ذقنت
هوش مصنوعی: جانم به خاطر زحمتهایی که میکشم، به خاطر زیبایی و جذابیت تو، دل پر از درد و مشکل دارد. از تو فقط یادگارهایی چون سیب بر گونهات باقی مانده است.
می کندصید صد هزاران شیر
به یکی جلوه آهوی ختنت
هوش مصنوعی: شکار صدها شیر را با یک نمایش از آهوی زیبا انجام میدهد.
ز آب وگل نیستی سرشت تو چیست
ای فدا صد هزار همچو منت
هوش مصنوعی: تو از آب و خاک ساخته نشدهای، پس ذات تو چیست؟ ای محبوب، جانم را برای تو فدای هزاران مانند خودم میکنم.
نبود هرگز ای بلنداقبال
قندرا طعم شکر سخنت
هوش مصنوعی: تو هرگز طعم شیرینی سخنانت را نچشیدهای، ای کسی که در مرتبه بلندی هستی.