برگردان به زبان ساده
غمین مباش که چیزی ز عمر باقی نیست
روا بود خوری ار غم که جام وساقی نیست
هوش مصنوعی: ناراحت نباش که دیگر چیزی از عمر باقی نمانده است. اگر میخواهی غم بخوری، اشکالی ندارد، اما یادت باشد که دیگر جام و میگرمی وجود ندارد.
مرا به زاهد این شهر دوستی نبود
که درزمانه چواوکس به بدسیاقی نیست
هوش مصنوعی: من با زاهد این شهر دوستی ندارم، زیرا او در این زمان به بدی رفتار میکند.
خلاف ساقی ومطرب که درهمه عالم
یکی چواین دوبه خوبی وخوش مذاقی نیست
هوش مصنوعی: در میان افرادی که وجود دارند، هیچکس به خوبی و خوشمزگی آن ساقی و مطرب نیست.
تمام نائی از آن دلبر حجازی گفت
حکایتی به لبش زآن بت عراقی نیست
هوش مصنوعی: همهی نواها و آهنگها از عشق آن دلبر حجاز سرچشمه میگیرد، و در بیانش داستانی از زیبایی آن معشوق عراقی وجود ندارد.
دمی نمی شود از پیش چشم دل غایب
وصال عاشق ومعشوق بالتلافی نیست
هوش مصنوعی: لحظهای هم از جلوی چشم دل دور نمیشود؛ وصال عاشق و معشوق قابل جبران نیست.
ز جوروکینه اهل جهان بلنداقبال
غمین مباش که چیزی ز عمر باقی نیست
هوش مصنوعی: از دسیسهها و کینهتوزیهای مردم ناراحت نباش، زیرا که عمر به سرعت سپری میشود و هیچ چیز از آن باقی نمیماند.