برگردان به زبان ساده
به پیش یار مرا هیچ اعتباری نیست
ز هیچ راه به کویش مرا گذاری نیست
هوش مصنوعی: در حضور یار من، هیچ ارزشی برای من وجود ندارد و هیچ راهی برای رسیدن به او وجود ندارد.
فدای دوست نکردم چرا دل و جان را
چو من به جان و دل خود ستم شعاری نیست
هوش مصنوعی: من به خاطر دوست، نه دل و جانم را فدای او نکردم، زیرا که مثل من هیچکس نیست که به جان و دل خود اینگونه ظلم کند.
دلم بگفت که برخیز وفکر کاری کن
جز اینکه خاک بریزم به فرق کاری نیست
هوش مصنوعی: دل به من گفت که به پاخیز و کاری کن، جز اینکه فقط خاک بر سر خود بریزی راه دیگری برایت نیست.
کسی نمی دهدم باده بهر دفع خمار
ویا چومن همه مستند وهوشیاری نیست
هوش مصنوعی: هیچکس به من مشروبی نمیدهد تا خمار را از خود دور کنم، زیرا همه در حال مستی هستند و کسی هوشیاری ندارد.
به خیبر تن من الامان ز مرحب نفس
فغان که حیدر کرار و ذوالفقاری نیست
هوش مصنوعی: در خیبر، من به خودم امنیت میدهم زیرا صدای نفس مرحب به گوش میرسد و دیگر خبری از حیدر کرار و شمشیر ذوالفقار نیست.
از آن زمان که شنیدم غفور وغفار است
چومن به این همه عصیان امیدواری نیست
هوش مصنوعی: از زمانی که متوجه شدم خداوند بخشنده و بسیار آمرزنده است، به خاطر این همه خطا و گناه، دیگر امیدی به رحمتش ندارم.
مخوان حدیث ز دوزخ بر بلنداقبال
که پیش هجر رخ دوست چون شراری نیست
هوش مصنوعی: به این معناست که با وجود اینکه ممکن است درباره عذاب و سختیهای جهنم صحبت کنیم، اما در مقابل زیبایی و جذابیت چهره محبوب و دوست، هیچ چیز دیگری ارزش توجه ندارد و این زیبایی همچون آتشی در دل میافروزد.