برگردان به زبان ساده
هیچ دانی چه به من کرده غمت
در برم دل شده خون از ستمت
هوش مصنوعی: آیا میدانی که غم تو چه بلایی بر سر من آورده؟ قلبم از دلتنگی و ظلمی که بر من رفته، خونین شده است.
هم پریشان دلم ازطره تو
هم قدم خم شده از ابروی خمت
هوش مصنوعی: دل من از زیباییهای تو و همچنین حالت خمیده ابرویت به شدت آشفته و پریشان است.
برده اند از تن من تاب وتوان
قهر بسیار توولطف کمت
هوش مصنوعی: از من انرژی و قدرت عشق و محبت تو را به یغما بردهاند، همچنین از خشم و قهر تو کمتر شدهام.
نه مگر با من دل خسته بسی
رام بودی دگر از چیست رمت
هوش مصنوعی: آیا دل خسته من یه کم آرامش نمیآوردی؟ چرا دیگر از چه چیزی به دور شدی؟
نیش کز دست تو نوش است مرا
می خورم گر که به جام است سمت
هوش مصنوعی: من از نیشی که از دست تو میآید لذت میبرم و آن را مینوشم، حتی اگر در جامی باشد.
الغرض رفتهام از پای مگر
دستگیری بنماید کرمت
هوش مصنوعی: به طور خلاصه، من به جایی رسیدهام که تنها امیدم به مهربانی توست تا مرا کمک کنی و نجاتم بدهی.
گفته بودی که بیایی به برم
سر وجانم به فدای قدمت
هوش مصنوعی: تو گفته بودی که به ملاقات من بیایی و جانم را فدای قدمت کنم.
گفتم از عشق هلاکم گفتا
چه تفاوت به وجود وعدمت
هوش مصنوعی: گفتم که به خاطر عشق دارم از پا میافتم، او گفت: چه فرقی میکند، وعدهات همچنان باقی است.
گفتم از چیست بلند اقبالم
گفت ازخشک لب وچشم نمت
هوش مصنوعی: به او گفتم که چرا شانس من اینقدر زیاد است، او پاسخ داد که دلیل آن خشکی لبها و نمیداشتن چشم توست.