برگردان به زبان ساده
چنانم ساقی ازمی کرده سرمست
که می نشناسم از پا سر، سر از دست
هوش مصنوعی: مست و شادابم به حدی که نمیتوانم پا را از سر تشخیص دهم و به وضوح نمیبینم که در چه حالتی هستم.
نمی دانم چه می در ساغرش بود
که هشیاران شدنداز بوی او مست
هوش مصنوعی: نمیدانم چه چیزی در آن ساغی بود که بوی آن باعث شد هشیاران هم مست شوند.
مگر جانان ما درفکر ما نیست
که می بینم درتن جان ما هست
هوش مصنوعی: آیا محبوب ما به فکر ما نیست که میبینم او در وجود ما حاضر است؟
ز من تنها نه دل بشکست آن شوخ
که عهدخویش را هم نیز بشکست
هوش مصنوعی: آن بیوفا فقط دل من را نشکست، بلکه عهد و پیمان خودش را نیز زیر پا گذاشت.
چنان زد چشم او از مژه تیری
که ما را تا به پر بر سینه بنشست
هوش مصنوعی: چنان نگاهی از چشم او برآمد که تیرش به دل ما نشسته است و ما را تا به پر سینه آزار میدهد.
بده می ساقیا کم خور غم عمر
که ناید باز چون تیر ازکمان جست
هوش مصنوعی: ساقی، نگذار غم عمر را در دل داشته باشیم، زیرا عمر مانند تیر از کمان رها میشود و هرگز بازنمیگردد.
دلم دیوانگی ها کرد تا شد
به زنجیر سر زلف توپا بست
هوش مصنوعی: دل من تصمیم گرفت که دیوانهوار عمل کند و به همین دلیل به زنجیر موهای زیبایت گرفتار شد.
مکن بار دلم ز این بیش ترسم
خبر گردی که بار افتاد وخرخست
هوش مصنوعی: دل را از این بیشتر بار نکن، میترسم خبری بشنوم که بار سنگین به زمین افتاد و غمگین شدم.
بلنداقبال شدهرکس که چون من
به راه عشق اوچون خاک شدپست
هوش مصنوعی: هرکس که در مسیر عشق او به اندازۀ من humble و فروتن شده، به سرآمدی و خوش شانسی رسیده است.