برگردان به زبان ساده
گلگون چو روی یار من از غازه می شود
داغ دل من از غم اوتازه می شود
هوش مصنوعی: زمانی که چهرهی معشوقم سرخ و رنگین میشود، احساس داغ و سوزش دل من از درد او تازه و زنده میگردد.
از یادچشم وچهره او اشک وبخت من
سرخ وسیه چو سرمه وچون غازه می شود
هوش مصنوعی: چشم و چهره او در ذهن من بینهایت گره خورده است و اشک و بخت من به رنگ سرخ و تیره در میآید، مثل سرمه و به مانند غاز که در حال تغییر است.
اوجا به شهر دارد ودارم عجب از آنک
بیرون به سیر باغ ز دروازه می شود
هوش مصنوعی: در اینجا به شکوه و زیبایی شهر اشاره شده و گوینده از اینکه چگونه این زیباییها و نعمتها به راحتی در دسترس هستند، شگفتزده است. او به ویژه این نکته را برجسته میکند که وقتی به باغ میرود و از دروازه بیرون میآید، شاهد مناظر دلانگیز و حیرتانگیز اطراف است.
هر گه به یاد آیدم آن چشم نیمخواب
اعضای من زشوق به خمیازه می شود
هوش مصنوعی: هر بار که به یاد تو میافتم، چشمانم که همچنان خواب آلود هستند، از شوق به خمیازه میافتند.
بی پرده دید هر که رخ دوست را چومن
داندکه حسن تا به چه اندازه می شود
هوش مصنوعی: هر کس که بدون هیچ پوششی چهره محبوبش را ببیند، میفهمد که زیبایی تا چه حد میتواند باشد.
ای دل نگفتمت که مگو وصف روی دوست
دیدی نگفته شهر پر آوازه می شود
هوش مصنوعی: ای دل، به تو نگفتم که دربارهی زیباییهای دوست سخن نگو، چون اگر بگویی، تمام شهر پر از خبر و سر و صدا خواهد شد.