برگردان به زبان ساده
دلم از موی توآشفته چنان است که بود
عشق روی توهمان آفت جان است که بود
هوش مصنوعی: دل من به خاطر موهای تو به شدت رفت و آمد دارد، مانند عشقی که بر روی توست و همانند آفتی است که جانم را آزار میدهد.
گر سراغ از دل گم گشته من میجوئی
همچنان گمشده بی نام ونشان است که بود
هوش مصنوعی: اگر دنبال دل گمشده من هستی، باید بگویی که آن همچون یک مفقود بینام و نشان است که وجود دارد.
از قدخم شده ام گر خبری می خواهی
ز ابروان توهمان طور کمان است که بود
هوش مصنوعی: از قد و قامتم اگر میخواهی اطلاعاتی بگیری، باید به ابروانت نگاه کنی که مثل کمان خمیده و زیبا هستند.
وگر ازچشم من وگریه اومی پرسی
همچنان رودی از این چشمه روان است که بود
هوش مصنوعی: اگر از من و اشکهایم بپرسی، همچنان چشمهای از احساسات و اندوه در این چشمها روان است که همیشه بوده است.
گر توآن عهد که بستی بشکستی چودلم
عهد من با تودرست است و همان است که بود
هوش مصنوعی: اگر تو آن قولی که دادهای را بشکنی، دل من هنوز به همان عهدی که با تو بستهام، وفادار است و همانطور باقی میماند.
عجب از آه دل ما که ندارد اثری
زآنکه میل دل دلدار بر آن است که بود
هوش مصنوعی: عجب از این آه دل ما که هیچ تأثیری ندارد، چرا که دل محبوب میلش به چیز دیگری است.
خر چوشد خسته و وامانده سبکبار شود
همچنان بار من خسته گران است که بود
هوش مصنوعی: وقتی خر خسته و دریده بارش را بر زمین میگذارد، سبک میشود، اما بار من همچنان سنگین و خستهکننده است.
می کشد زحمت بیهوده طبیبم به علاج
که مرا درد همان دردنهان است که بود
هوش مصنوعی: طبیب به خاطر درمانم زحمت میکشد، اما درد من همان درد پنهانی است که همیشه وجود داشته و بهبود نمییابد.
منگر بر دل زارم که بلند اقبال است
این همان خون جگر پست نوان است که بود
هوش مصنوعی: به قلب دردناک من نگاه نکن که اقبال خوبی دارم. این همان خون جگر من است که هنوز در چنگال درد و مشکل باقی مانده است.